تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
معناى اين سخن آن است كه ، افراد مكتبى در جاى جاى قلمرو اسلامى پراكنده بودند و مشعل آزادگى را در ميان امّت اسلامى بر مىافروختند ، امّتى كه در آن روزگار نيز چون امروز هفتاد و نه حكومت را كه نيمى از جهان آن روز را تشكيل مىداد ، در بر مىگرفت . امام ( ع ) جنبشى را كه در اين سرزمين پهناور پراكنده شده بود و شبانه روز در جهت بالا بردن سطح آگاهى امّت مىكوشيد ، رهبرى مىكرد . هدف اين جنبش آن بود كه امّت را در پرتو هدايت آسمانى به آزادگى برساند . همچنان كه گفتيم در اين‌جا يك حقيقت عمده به چشم مىخورد ، اين حقيقت عبارت است از آن‌كه رخدادها و دگرگونيهاى تاريخى نشانگر آن است كه جنبش مكتبى از زمان حضرت على ( ع ) پيوسته رشدى تصاعدى داشته است و تا ظهور و قيام حضرت حجّت ( ع ) همچنان گسترش خواهد يافت و ائمه ( ع ) تنها كسانى به شمار مىروند كه موجب چنين گسترش و رشد روز افزونى بوده‌اند يعنى ، هم ايشان بودند كه جنبش مكتبى را رهبرى كردند و موجبات پرورش و انتشار آن را فراهم آوردند و اين نخستين مسؤوليتى بود كه امام هادى ( ع ) به اداى آن پرداخت . در اين‌جا اين سؤال پيش مىآيد : امام ( ع ) چگونه اين جنبش را رهبرى مىكرد ؟ هرگاه به تاريخ بنگريم ، در مىيابيم كه در آغاز ، ارتباط ائمه با مردم ، مانند امام هادى ( ع ) به وسيلهء وكيل صورت نمىگرفته است . زيرا حضرتش نمايندگانى را به نقاط مختلف گسيل مىداشت ولى ائمهء پيشين ( ع ) تنها فردى را كه مورد وثوق ايشان بود ، معرفى مىكردند و افراد مكتبى احاديث را از چنين كسى دريافت مىكردند و وجوهات نيز به هركس كه به خدمت امام مىرسيد ، پرداخت مىشد امّا ، در زمان امام هادى ( ع ) مسأله از سازماندهى و دقّت بيشترى برخوردار بود به طورى كه محمّد قمى و امثال او چنين وظايفى را به عهده داشتند و افراد معمولى توانايى انجام چنين مسؤوليتهايى را نداشتند محمّد قمى فردى به شمار مىرفت كه از تقوا ، پاكدامنى و تديّن بسيارى برخوردار بود و با شناخت او مىتوان به چكيده‌اى از عملكرد امام هادى ( ع ) پى برد يا فردى مثل فتح بن خاقان با امام در تماس بود كه بزرگترين وزير عصر عبّاسى دوّم به شمار مىرفت ، فردى كه از شيعيان امام هادى ( ع ) به حساب مىآمد . فحام ، از منصور و او از عموى پدرش ( موسى ) چنين نقل مىكند : روزى خدمت امام هادى ( ع ) رسيدم و به ايشان چنين عرض كردم : سرورم اين مرد ( متوكّل ) مرا طرد كرده و حقوق مرا قطع كرده است و مرا به تنگ آورده است ، او در اين كار هيچ دليلى جز ارتباط من با تو ندارد ، خوب است لطفى فرموده و از او بخواهيد تا مرا از اين وضع نجات بخشد . امام ( ع ) فرمود : « ان شأ اللّه چنين خواهد شد . » چون شب شد فرستاده‌هاى متوكّل يكى پس از ديگرى در پى من آمدند و هنگامى كه به قصر