تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
علم را از كجا آموخته است ؟ پس تنها احتمالى كه باقى مىماند آن است كه ، خداى تبارك و تعالى علم شيمى را به امام صادق ( ع ) الهام كرده است ، ولى فرد منكرى كه بر موضع ثابتى ايستاده است يعنى محال مىداند كه امام صادق ( ع ) علوم خود را از خدا الهام گرفته باشد چگونه چنين چيزى را مىپذيرد زيرا او باور ندارد كه خداوند علوم را به صورتى غيبى به بندگانش الهام كند اگرچه متفكّران و مخترعان و حتّى شعرا همگى نقش الهام در علوم و فنون مختلف را مورد تأكيد قرار داده‌اند . ما حوادث تاريخ و رويدادهاى گذشتهء آن را با ديد ثابتى نمىنگريم بلكه ، معتقديم ائمّه ( ع ) از جهان غيب مورد تأييد بوده‌اند و علم ايشان از علم خداوند تبارك و تعالى سرچشمه گرفته است . براى مثال امام جواد ( ع ) در حالى به امامت رسيد كه سنّ ايشان از هفت سال تجاوز نمىكرد و اين خود براى دوستداران اهل بيت امتحان دشوارى بود زيرا ، دانشمندان بزرگ و فقها و فرماندهان نظامى بايد از كودكى هفت ساله پيروى مىكردند با در نظر گرفتن آن‌كه جنبش مكتبى در آن روزگار جنبشى بسيار قوى به شمار مىآمد . امام جواد ( ع ) چهره‌اى گندمگون داشت و اندام ايشان آن‌قدر درشت نبود كه بزرگتر از سنّ حقيقى به نظر آيد . قاسم بن عبد الرحمان كه زيدى مذهب بود چنين نقل مىكند : روانهء بغداد شدم و چون بدان جا رسيدم مردم را ديدم كه مىدوند و سپس مىايستند . پرسيدم : چرا چنين مىكنيد ؟ گفتند : فرزند رضا ، فرزند رضا . همين‌كه نگاه كردم او را ديدم كه بر استرى سوى من مىآيد ، پيش خود گفتم : خداوند اماميه را لعنت كند كه معتقدند پروردگار ، اطاعت اين كودك را واجب كرده است . در اين هنگام امام به من رو كرد و گفت : اى قاسم بن عبد الرحمان
« فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ . . . »
« * » به دنبال اين سخن امام ، پيش خود گفتم : به خدا او ساحر و افسونگر است ولى دوباره او رو به من كرد و گفت :
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ »
« * * » قاسم بن عبد الرحمان مىگويد : از آن‌جا كه بازگشتم به امامت اعتقاد يافتم و شهادت دادم كه امام جواد ( ع ) حجّت خدا بر مردم است و به او ايمان آوردم 1 . از عبد اللّه بن جعفر ، چنين روايت شده است : من و رضوان بن يحيى بر امام رضا ( ع ) وارد شديم ، امام جواد ( ع ) كه در آن زمان طفلى سه ساله بود ايستاده بود ، به امام عرض كرديم : فدايت گرديم اگر خداى ناكرده حادثه‌اى براى شما پيش آيد چه كسى جانشين شما خواهد بود ؟ امام فرمود : پسرم و به امام جواد ( ع ) اشاره كرد ، وى مىگويد به امام عرض كرديم : ولى او بسيار خرد
هامش
( * ) قمر / 24 ، پس گفتند آيا سزد كه ما يك بشرى از جنس خودمان را پيروى كنيم ؟ در اين صورت به گمراهى و ضلالت سخت در افتاده‌ايم . ( * * ) قمر / 25 ، اى عجب آيا بين ما افراد بشر تنها بر او وحى رسيد ( چنين نيست ) بلكه او مرد دروغگوى بىباكى است .