دادن سنگريزهها به نبوّت ايشان ، از هيچگونه صحّتى برخوردار نيست . آمدن درخت خرما به سوى پيامبر ( ص ) به دستور ايشان و اينكه اين درخت در عين خشكى به درختى پر از خرما تبديل مىشود كه مردم از خرماى آن مىخوردهاند ، به اعتقاد اين گروه ، مسائلى نادرست است و صحّت اينگونه روايات به ثبوت نرسيده است . اين عدّه در اينگونه احاديث صحيح ، به تأويلات بسيار دورى نيازمندند چنانكه اين تفكّر ، با عصمت پيامبر نيز منافات دارد زيرا عصمت رسول اللّه ( ص ) خود وجود غيب را به ثبوت مىرساند . نظر گروه دوّم كاملا برعكس نظر گروه اوّل است ، اين عدّه چنين مىگويند : همهء حوادث تاريخى ناشى از غيب هستند ، پيروزيهاى رسول اللّه ( ص ) در جنگهاى بدر و احد و حنين و نيز فتح شبه جزيره عربستان همگى در پرتو غيب صورت گرفته است . مسلمانان نيز با نيروى غيب توانستند جهان را مسخّر خود كنند . اين عدّه همهء امور را به وسيلهء غيب ، تفسير و توجيه مىكنند .
در اينجا اين سؤالات پيش مىآيد :
چرا رسول اللّه ( ص ) در برخى از جنگها با شكست روبرو شد ؟
چرا امام حسين ( ع ) كشته شد ؟
و چرا امام حسن ( ع ) به وسيلهء سمّ مسموم شد ؟
با در نظر گرفتن اينكه همگى ، خدا را يارى مىدادند و پيامآوران الهى بودند ، اين عده چنين پاسخ مىدهند : خواست خدا چنين بوده است . بدينگونه بطور كلّى از تاريخ ، تفسيرى غيبى به دست مىدهند . امّا به اعتقاد ما نظر صحيح همان راه ميانه است يعنى ، همچنان كه تاريخ دست پروردهء انسان است ، انسان نيز از تأثيرات غيبى بىبهره نيست ، رسول اللّه ( ص ) با غيب پيوند داشت و ائمّهء معصومين ( ع ) نيز علوم و معارف خود را از سرچشمهء وحى الهى مىگرفتند ولى اينكه خداوند ايشان را بر سايرين برترى داده است ، مسألهاى غيبى نيست و دليلى جز نيكوكارى و علم ايشان ندارد به علاوهء آنكه ائمّه ( ع ) توانستهاند در پاكدامنى و تقوا نيز گوى سبقت را از ديگران بربايند . گزينش انبيا به وسيلهء خدا خالى از حكمت نيست . پروردگار دربارهء ابراهيم چنين مىفرمايد :
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
« * » و دربارهء موسى ( ع ) چنين مىفرمايد :
« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ »
« * * »
هامش
( * ) بقره / 124 ، به يادآر هنگامى كه خداوند ابراهيم را به موردى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد ، خدا به او گفت من تو را به پيشواى خلق برگزيدم .
( * * ) قصص / 14 ، آنگاه كه موسى به سنّ عقل و رشد رسيد و حد كمال يافت ما به او مقام علم و حكم نبوّت عطا كرديم و چنين پاداش به مردم نيكوكار مىدهيم .