انقلاب حسينى را چگونه بايد بررسى كنيم ؟
انقلابى كه امام حسين ( ع ) در كربلا به وجود آورد ، مورد بررسى گروهى از مردم يكى پس از ديگرى - قرار گرفته است ، اين انقلاب عبارت بود از خروج امام از مدينه به طرف مكّه و اقامت هفت ماهه در مكّه و بازگشت ايشان به كربلا و كشته شدن ايشان . حال اين سؤال پيش مىآيد : آيا همهء تاريخ فقط در اين كلمات محدود مىشود ؟ مسلما ، نه .
زمانى كه امام حسين ( ع ) از مدينهء منوّره خارج شد ، مدينه داراى نظام اقتصادى و اجتماعى و جريانات و جنبشها و جبهههاى متعدّدى بود .
اين جبههها كدام بودند ؟ و پايگاه امام در برابر اين جبههها چه بود ؟ و چگونه و در چه حدّى امام توانست ارتباط منفى يا مثبت با اين جبههها برقرار سازد ، و چرا ؟
شناخت ما نسبت به پاسخ اين سؤالات ، نظر ما را در زمينه خروج امام از مدينه مشخّص مىكند و بدين ترتيب حكمت اقامت ايشان در مكّه مكرمه و رفتن ايشان به كربلا را درمىيابيم و وضع اقتصادى و اجتماعى عراق را در زمان ورود حضرت بدان جا درك مىكنيم .
با پاسخ به اين پرسشها پى مىبريم كه ، چگونه اهل كوفه در فاصلهء بين يك صبح تا شام از تأييد و حمايت مسلم بن عقيل دست برداشتند و به مخالفان وى پيوستند ؟ نيروهاى انسانى در كوفه چه كسانى بودند و ميزان روحيه و تابعيّت و نظامهاى اقتصادى و اجتماعى ايشان چه بود ؟ رفتار ايشان و درك مذهبى آنها چگونه و در چه حدّ ، و حتّى بيشتر از اين ، وسايل مادى و تكنيكى در راهها و امور نظامى در شهرهاى اسلامى به چه شكل بود ؟
ما براى مشخّص كردن نظر حقيقى ، نسبت به شخصيّت امام و شهادت مشهور ايشان ، بايد تمام اين مسائل را درك كنيم .
در اينجا ، نظر معروفى وجود دارد كه ادعا مىكند اين حركت مكتبى ، تمامى موالى يعنى ، فارسها و قبطيها و روميان را در بر مىگرفت . اين عده ، مجموعهء نيروهاى انسانى موجود در كوفه را تشكيل مىداد ، كوفهاى كه در آن روزگار مركز غير رسمى دولت اسلامى به شمار مىرفت . اين مجموعه همان كسانى را تشكيل مىداد ، كه به رسالت ايمان آورده بودند . ولى سؤال اين است . چرا ؟
موالى چه كسانى هستند و چگونه زندگى مىكردهاند ؟
قوانين و نظامهايى كه بر زندگى موالى حاكم بود و موجب ارتباط ايشان و عربها شد ، كدام است ؟