دسترس توست . او فردى مطرب و شرابخوار است و از خوردن و آشاميدن هيچ چيز ، ابايى ندارد .
معاشقه و زنا مىكند ، او را حاضر كن تا بدين وسيله فرزند رضا را بدنام سازى و در نتيجه در ميان مردم چنين خواهد پيچيد كه فرزند رضا چنين كرده است و مردم او و برادرش را از يكديگر تشخيص نمىدهند و كسى هم كه او را بشناسد به همان اعمال برادرش متّهمش خواهد كرد 21 ، ولى در نقشهء خود موفقيّتى به دست نياورد . اساس اين نقشه آن بود كه فرزندان و نوادگان امام رضا ( ع ) تا امام حسن عسگرى ( ع ) همگى ( فرزند رضا ) ناميده مىشدند و مردم ايشان را جز به اين نام نمىخواندند .
متوكّل و اطرافيانش چنين انديشيدند كه به شراب بنشينند و موسى پسر امام محمّد جواد ( ع ) برادر امام هادى ( ع ) را وادارند تا با ايشان شراب بنوشد و در اثناى مجلس ، ميگساران و منحرفان اخلاقى را وارد صحنه كنند تا بدين وسيله موسى را به سبب بادهنوشى و لهو و لعب با متوكّل ، رسوا كنند و چنين انتشار دهند كه ( فرزند رضا ) همنشين متوكّل بوده است زيرا مردم ( فرزند رضا ) را ، هم به امام هادى ( ع ) و هم به برادرش موسى اطلاق مىكردند ، در نتيجه مىتوان گفت كه اين نقشه در مخدوش كردن چهرهء امام ( ع ) در ميان تودهها خلاصه مىشد . هنگامى كه مردم مىفهميدند كه ( فرزند رضا ) چنين كرده است قضيه براى آنها مشتبه مىشد زيرا ، ( فرزند رضا ) هم به على بن محمّد بن على الرضا و هم به موسى بن محمد بن الرضا گفته مىشد . متوكّل ، موسى را از مدينه احضار كرد ولى پيش از آنكه موسى نزد متوكّل برود امام [ هادى ] در پل « وصيف » با او برخورد كرد و به او درود فرستاد و حقّ برادرى را به جا آورد ، سپس به او فرمود : « اين مرد تو را احضار كرده تا پست و رسوايت كند پس پرده از شرابخوارگى خود برمدار ، اى برادر ! در انجام محرّمات ترس از خدا را پيشه خود كن . » موسى پاسخ داد : او مرا به همين سبب احضار كرده است ولى چارهام چيست ؟ امام فرمود : « ارزش خود را پايين مياور و خداى خود را سرپيچى مكن و از انجام آنچه تو را رسوا مىكند دورى كن زيرا ، او هدفى جز رسوايى تو ندارد . » موسى نپذيرفت و امام هادى ( ع ) سخنان و پند و اندرزهاى خود را تكرار كرد ولى موسى خلاف آن را در سر داشت ، امام ( ع ) چون خشم موسى را ديد به وى چنين فرمود : « مجلسى كه خواهان تشكيل آن با متوكّل هستى هرگز برپا نخواهد شد . »
راوى مىگويد : موسى سه سال ، هر روز صبح زود بر در قصر متوكّل حاضر مىشد و به او گفته مىشد كه وى مشغول است و چون روز بعد باز مىگشت به او گفته مىشد كه ، متوكّل مست است و در روز ديگر به او گفته مىشد كه ، متوكّل شراب نوشيده است و به همين ترتيب ، سه سال خواستار ملاقات متوكّل بود تا آنكه متوكّل كشته شد و موسى هرگز نتوانست با او به شراب بنشيند 22 .
اين داستان نشانگر آن است كه در خاندان علويان گروه منحرفى با اين ويژگيها يافت
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٦٧