تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
زيرا امام رضا ( ع ) كه پيشواى مسلمانان است ، حكومت را نپذيرفته ، پس حكومت امرى جداى از دين است و آميختگى دين با سياست مورد قبول اسلام نيست بلكه ، به نظر اسلام بايد در ميان امّت تنها امامتى معنوى حاكم باشد كه اين امامت از حقوق امامان پاكى است كه از فرزندان على و فاطمه ( ع ) به شمار مىآيد ، همچنان كه در ميان امت حكومتى سياسى به چشم مىخورد كه اين حكومت از آن فردى است كه از نظر سياسى بر مردم تسلّط يافته باشد و در نتيجه ، اين انديشه در ميان امّت جان مىگرفت كه : « كار قيصر را به قيصر واگذار » . قصد امام ( ع ) آن بود كه عملا اين انديشه را درهم بشكند و راه را بر كسانى كه خواهان انتشار اين انديشه بودند ببندد و امام ( ع ) اين اهداف را با قبول ولايتعهدى تحقّق مىبخشيد . دوّم : امام رضا ( ع ) و روش انقلاب ائمّه و جنبش ايشان هيچ يك پذيرش انديشهء خاصّى را بر مردم تحميل نمىكرد . قبلا گفتيم كه ايدهء ائمّه ( ع ) آن بود كه سطح آگاهى امّت را تا بدان‌جا بالا ببرند كه خود بتوانند زمام امور را به دست گيرند . به همين دليل ائمّه ( ع ) از همهء زمينه‌ها حتّى حكومت ، در مسير رسيدن به اين هدف استفاده مىكردند ، زمانى كه حكومت از ايشان دعوت مىكرد كه به دستگاه حكومتى وارد شوند أئمّه ( ع ) نيز اين فرصت را براى استفاده از نوعى آزادى و برحذر بودن از فشار حاكميت غنيمت مىشمردند و بدون آن‌كه امتيازى به حكومت دهند يا آن را تأييد كنند ( اين مسأله را بعدا توضيح خواهيم داد ) به نشر مذهب و انديشه‌هاى مكتبى خود مىپرداختند و اين همان چيزى است كه مأمون هنگام نصب امام به ولايتعهدى ، با بيان اين جملات به آن اشاره دارد : « . . . هم اكنون دربارهء او چنان كرده‌ايم كه مىبينى و خطايى را مرتكب شده‌ايم كه خود شاهد آن هستى و با مطرح كردن او به هلاكتى كشانده شده‌ايم كه خود آن را احساس مىكنى ، پس نبايد در كار او سستى كرد ، ما بايد اندك‌اندك از منزلت او بكاهيم و شخصيّت او را در ميان مردم به گونه‌اى ترسيم كنيم كه ظاهرا شايستگى خلافت از او سلب شود و سپس تدبيرى اتّخاذ كنيم كه شرّ اين آفت حكومت را ، از سر برداريم . » امّا مأمون از نقشهء خود نتيجه‌اى معكوس گرفت . سوّم : سوّمين علّت آن است كه امام رضا ( ع ) مىخواست ادلّهء مأمون را كه تصميم داشت به وسيلهء آنها ائمّه ( ع ) را ساقط و نيروى جنبش مكتبى را تحليل برد ، خنثى كند . مأمون در هدف خود روش خاصّى را در پيش گرفته بود بدين ترتيب كه وى ، امام رضا ( ع ) را به خراسان آورد تا شايد بتواند به اهداف خود جامهء عمل بپوشد ، نقشهء او آن بود كه اگر از آوردن امام به خراسان سود برد كه