تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
در اين‌جا براى تأييد سخن خود به ذكر واقعه‌اى تاريخى مىپردازيم كه مىتوان صدها نمونه براى آن يافت : « برقى » از پدرش روايت كرده است كه « ريّان بن شبيب » دايى معتصم ، برادر مارده به من چنين گفت : هنگامى كه مأمون مىخواست براى خود به عنوان امير المؤمنين و براى امام رضا ( ع ) به عنوان وليعهد و براى فضل بن سهل به عنوان وزير از مردم بيعت بگيرد ، دستور داد سه تخت بياورند . پس چون تختها آورده شد و اين سه نفر بر آن تكيه زدند به مردم اجازهء دخول داده شد . مردم وارد شدند و يك‌يك با ايشان بيعت مىكردند . روش بيعت مردم چنين بود كه : ايشان با دست راست ، سه انگشت دست راست اين سه نفر را از انگشت نر تا انگشت كهين مىفشردند و خارج مىشدند . آخرين نفر جوانى از انصار بود ، وى با دست راست ولى از انگشت كهين به طرف انگشت نر بيعت كرد ، در اين هنگام امام رضا ( ع ) لبخندى زد و فرمود : « هيچ‌كس جز اين جوان با ما بيعت نكرد . » مأمون گفت : « چگونه جز اين جوان هيچ‌كس با ما بيعت نكرد ؟ » امام ( ع ) پاسخ دادند : « عقد بيعت از بالاى انگشت كهين به طرف انگشت نر صورت مىگيرد و فسخ بيعت از بالاى انگشت نر به طرف بالاى انگشت كهين . » راوى مىگويد : در اين هنگام مردم با يكديگر به بحث پرداختند و مأمون دستور داد دوباره از مردم بيعت گرفته شود با اين تفاوت كه اين بار به شيوه‌اى عمل شود كه امام ( ع ) آن را بيان فرموده بود . مردم در ميان خود چنين مىگفتند : چگونه كسى كه آداب عقد بيعت را نمىداند ، شايستهء امامت است ؟ آن‌كه مىداند شايسته‌تر است از آن‌كه نمىداند . راوى مىگويد همين عمل موجب شد كه مأمون ، امام ( ع ) را مسموم كند 29 . از ديگر حوادثى كه ذكر مىشود آن است كه ، مأمون پيوسته از امام درخواست مىكرد كه امام به مسجد برود و امامت مردم را به عهده گيرد تا امام نيز از عناصر حكومت عبّاسى به شمار آيد . امام هنوز از خانه خارج نشده بود كه مردم براى زيارت ايشان صف بسته بودند و به سبب احساس تقصير و گناه در برابر امام فريادها به گريه بلند شد ، جاسوسان مأمون ، نزد وى آمدند تا او را از چگونگى اوضاع آگاه سازند . مأمون نيز با درخواست بازگشت امام به خانه ، توانست از اين وضعيّت حادّ نجات يابد ، در غير اين صورت اوضاع به سبب محبّت قلبى مردم نسبت به امام ( ع ) ، بسرعت واژگون مىشد . اين واقعه چندين بار رخ داد زيرا مأمون مىخواست امام ( ع ) نيز از دست‌اندركاران حكومت عبّاسى قلمداد شود . مأمون تصميم داشت از امام بخواهد تا براى مردم سخنرانى كند . مسألهء مهّم براى مأمون آن بود كه در هر فعّاليّت يا مراسم رسمى حكومت ، امام را به صحنه بكشاند تا بدين