تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
اعمالى شويم كه با باطل آميختگى داشته باشد . يك انقلاب مكتبى بايد هميشه پاسدار ارزشهاى خود باشد زيرا جنگ او دليلى جز همين ارزشها ندارد و اين خود در ميان انقلابيان جنبش مكتبى ، بهترين نشانهء استقامت و بىپيرايگى در راه خداست ولى در مقابل ، ارتش بنى عبّاس به انقلابيان چنين مىگفتند : « زنان و دختران و خواهران خود را براى فساد بياراييد كه به خدا سوگند با آنها چنين و چنان خواهيم كرد و صراحة كلمات زشت را بر زبان مىآوردند 15 . » ولى ، ابو السرايا به آنها چنين پاسخ مىداد : « خدا را به ياد آوريد و به سوى او توبه كنيد و از او طلب آمرزش كنيد و نيز از او يارى بجوييد 16 . » پس از آن همچنان كه قبلا گفتيم واليان مختلفى به ولايت شهرهاى متعدّد نصب شدند و به دنبال آن ابو السرايا مردم را گرد آورد و خطبه‌اى خواند و خبر مرگ محمّد را به آنها داد و به ايشان تسليت گفت . صداى گريهء مردم به بزرگداشت وفات او بالا گرفت ، ابو السرايا سخن خود را چنين ادامه داد : « ابو عبد اللّه رحمة اللّه عليه نظير خود را جانشين قرار داده است ، وى ابو الحسن على بن عبيد اللّه را برگزيده ، اگر شما راضى هستيد او نيز راضى است و الّا كسى را از ميان خود برگزينيد . » در اين‌جا ، محمّد بن محمّد پسر زيد فرزند انقلابى امام على بن الحسين ( ع ) كه در آن هنگام جوان كم سنّ و سالى بود پيش آمد و چنين گفت : « اى خاندان على ، دين خدا با شكست يارى نمىشود و اين مرد ( على بن عبيد اللّه ) نه تنها با ما بد نكرده است بلكه عطش ما را فرو نشانده و انتقام ما را گرفته است » سپس به على بن عبيد اللّه رو كرد و چنين گفت : « اى ابا الحسن - كه خداوند از تو خشنود باد - چه مىگويى ؟ محمّد بن ابراهيم تو را به جانشينى برگزيده است ، دستت را بده تا با تو بيعت كنيم . » على بن عبيد اللّه خداى را ستايش كرد و چنين گفت : « ابو عبد اللّه رحمة اللّه عليه مرا در لحظات واپسين زندگى به جانشينى خود انتخاب كرد . او در مسؤوليت الهى كه به دوش گرفته بود كوتاهى نكرد . من نمىخواهم وصيت او را از روى سهل‌انگارى رد كنم و قصد من خوددارى از پذيرش اين مسؤوليّت نيست ولى از آن مىترسم كه مبادا به جاى پرداختن به امور مطلوبى كه عاقبت نيكويى به دنبال دارد به امور ديگرى بپردازم . پس به سوى كار خود برو كه رحمت خدا بر تو باد و هواداران پسر عموى خود را گردآور كه ما رياست خود را به تو داديم و تو را از صميم قلب معتمد خود مىدانيم . » سپس به ابو السرايا چنين گفت : « چه مىگويى آيا با رياست او ( محمد بن محمد بن زيد ) موافقى ؟ » ابو السرايا پاسخ داد : « رضايت من بسته به رضايت تو و سخن من همان سخن توست . » پس محمّد بن محمّد را پيش آوردند و با او بيعت كردند 17 . اين نشانگر آن است كه انقلابيان اهداف و ارزشها را به عنوان شعارى سر مىدادند كه در زندگى عملى آنها نيز تحقّق داشت .
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 258 | السيد محمد تقي المدرسي