تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
راوى مىگويد : سپس اين مرد [ ابو السرايا ] به من رو كرد و چنين گفت : اهل كجا هستى ؟ گفتم : كشاورزى از مداين هستم . گفت : سبحان اللّه ، دوست براى دوست مهربان است چنان‌كه شتر براى فرزندش ، اى دوست ! اين مكان جايى است كه حضور در آن موجب رضاى خداست و اجرى بزرگ در بردارد . راوى مىگويد : سپس بسرعت از جاى خود بلند شد و چنين گفت : هركه از زيديه است نزد من آيد ، گروههايى از آن عدّه بسرعت نزد او رفتند و در نزديكى او نشستند ، وى خطبه‌اى طولانى ايراد كرد و در خطبهء خود اهل بيت و فضايل و ويژگيهاى ايشان را برشمرد و عملكرد و ظلم امّت را نسبت به آنها يادآور شد . او در خطبه خود از امام حسين ( ع ) سخن به ميان آورد و گفت : « اى مردم ! گيرم كه شما در كنار حسين ( ع ) نبوديد تا او را يارى دهيد ولى چه چيز موجب شد از يارى كسى كه او را درك مىكنيد و با او معاصريد كوتاهى كنيد ؟ محمّد بن ابراهيم فردا خروج خواهد كرد . وى خواهان انتقام خون حسين ( ع ) و ميراث پدرانش و برپا داشتن دين خداست . پس چه چيز مانع از يارى و مساعدت كردن اوست ؟ من از همين‌جا يكسره به كوفه خواهم رفت تا براى دين خدا قيام كنم و از حريم مكتب الهى به دفاع برخيزم و اهل بيت رسول اللّه ( ص ) را يارى دهم ، هركه چنين نيّتى دارد به من بپيوندد . » وى به زودى با يارانش به كوفه بازگشت 12 . محمّد بن ابراهيم وجود خود را در كوفه علنى ساخت ، على بن عبيد اللّه بن الحسين بن امام على بن الحسين ( ع ) و مردم كوفه چون فوجى از ملخ او را در برگرفته بودند . ايشان اگر سلاحى نيافته بودند به عصا ، چاقو و آجرى بسنده كرده بودند . ابو السرايا و همراهانش نيز در حالى كه دو پرچم زرد در دست داشتند بر بالاى كوه ديده مىشدند . ايشان نخست والى كوفه را از ميان بردند و سپس لشگريان متعدّدى را يكى پس از ديگرى به شهرها فرستادند تا با گروههايى كه از پيش هماهنگ شده بودند در موعد مقرر عمليّات خود را شروع كنند ، اين امر ، پس از درگيرى ايشان با عبدوس بن عبد الصمد و پيروزى بر او بود . ابو السرايا ، اسماعيل بن على بن اسماعيل بن امام جعفر صادق ( ع ) را به ولايت كوفه برگزيد و روح بن حجّاج را به عنوان فرماندهء نظامى وى و احمد بن سرى انصارى را به سرپرستى ديگر امور ، و عاصم بن عامر را به قضاوت منصوب كرد و سرپرستى بازار را به ابن مزاحم سپرد و ولايت يمن را به ابراهيم بن موسى بن جعفر و حكومت اهواز را به ابن موسى بن جعفر و حكومت بصره را به عبّاس بن محمّد بن عيسى بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب و حكومت مكّه را به حسن بن حسن الافطس و ولايت واسط را به جعفر بن محمّد بن زيد بن على و حسين بن ابراهيم بن امام حسن ( ع ) سپرد . هركدام از اين عدّه به دنبال مسؤوليت خود رفتند . نامه‌ها يكى پس از ديگرى از نقاط مختلف روانهء كوفه مىشد ، نامه‌هايى كه خبر از فتوحات جديدى مىداد . خطر از هر سو خليفهء