عبّاسى را در برگرفته بود ، خليفه در آن زمان در خراسان به سر مىبرد . حكومت عبّاسى تصميمات عاجلى اتّخاذ كرد . حكومت ، زهير بن مسيب را با لشگرى گران روانهء آن منطقه كرد ولى اين فرماندهء نظامى ، على رغم كثرت افراد و سازوبرگ جنگى ، در رويارويى با افراد كم سپاهيان ابو السرايا كه از اهالى كوفه تجاوز نمىكرد و سازوبرگ قابل توجّهى نيز به همراه نداشتند شكست سختى خورد . مردم كوفه در اين جريان حماسه آفرينيهايى از خود نشان دادند كه شرح آن به طول مىانجامد تا اينكه ابو السرايا خود را به زهير رساند و زهير به او چنين گفت : « واى بر تو آيا شكستى بزرگتر از اين مىخواهى ؟ تا كجا مرا تعقيب خواهى كرد ؟ » ابو السرايا در اين هنگام او را رها كرد و بازگشت 13 .
حكومت ، تزلزل و اضطراب بيشترى يافت لذا عبدوس بن عبد الصمد را با هزار سوار و سه هزار پياده به جنگ ابو السرايا فرستاد ولى مگر مىتوان با مردمى جنگيد كه تا آخرين قطرهء خون خود آمادهء جانفشانى در راه خدا هستند ، پس از وقايع دوّمين جنگ ، محمّد بن ابراهيم رهبر جنبش مجروح شد و بر اثر اين جراحت درگذشت اما ، قبل از آنكه بميرد ابو السرايا يعنى همان سرى بن منصور را به دلايلى سرزنش مىكرد . يكى از اين دلايل آن بود كه سرى بن منصور بايد منتظر حملهء ارتش عبّاسيان مىماند و سپس جنگ را آغاز مىكرد . ديگر آنكه غنايم هدف نيستند تا مردم فقط به آن توجّه داشته باشند . ابو السرايا خود را به محمّد بن ابراهيم رساند ، محمّد بن ابراهيم در حالى كه جراحتى برداشته بود ، همچنان جانفشانى مىكرد و او را به سبب شبيخونى كه به اردوگاه دشمنان زده بود ، سرزنش كرد و چنين گفت : « من از آنچه تو انجام دادهاى در پيشگاه خدا مبرّايم . چرا قبل از آنكه آنها را به راه حق دعوت كنى به ايشان شبيخون زدى و وارد كارزار شدى ؟ از طرفى بايد تنها ، اسلحهء نظاميان دشمن را به غنيمت مىگرفتى . » ابو السرايا پاسخ داد : « اى فرزند رسول اللّه ! اين عمل بر طبق نقشهء جنگى بود ولى ديگر چنين كارى نخواهم كرد . » در اين هنگام ابو السرايا نشانههاى مرگ را در چهرهء محمّد بن ابراهيم ديد و به او چنين گفت : « اى فرزند رسول اللّه ! هر زندهاى خواهد مرد و هر جديدى فرسوده خواهد شد پس وصيّت خود را بر من عرضه كن . » محمّد بن ابراهيم گفت : « تو را به تقواى خدا سفارش مىكنم و اينكه پيوسته از دين خود دفاع كنى و اهل بيت پيامبرت را يارى دهى ، زيرا تو نيز سرنوشتى چون ايشان خواهى يافت و بكوش كسى را كه از آل على به جانشينى من برخواهى گزيد از بهترين مردم باشد ، اگر در اين امر اختلافى پيش آمد على بن عبيد اللّه را برگزينيد زيرا من راه و روش او را آزمودهام و دين او را پسنديدهام . »
سرزنش سرى بن منصور از طرف محمّد بن ابراهيم پيش از آنكه يك توبيخ باشد توضيح و تأكيدى است بر اينكه ، هدف مشخّص ما چيزى جز حق نيست و اينكه نمىتوانيم مرتكب
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٥٧