تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
بازرگانان بزرگ از اعضاى اين جنبشهاى مسلّحانه به شمار مىآمدند كه همگى آمادهء ايثارگرى بودند .

آيا مأمون دوستدار اهل بيت بود ؟

مأمون مىكوشيد كه از طريق سازش با امام از اين موضع به نفع خود بهره‌بردارى كند ، ولى برخى معتقدند كه مأمون شيعه بوده است و سبب تشيّع او را پدرش ( هارون ) مىدانند ، اين عدّه قصّهء زير را موجب گرايش مأمون به تشيّع ذكر مىكنند : روزى مأمون شاهد ملاقات امام موسى بن جعفر ( ع ) و همراهان ايشان با هارون الرشيد در مدينه منوّره بود ، هارون به احترام امام برخاست و به فرزندان خود چنين گفت : « اى عبد اللّه ، و اى محمّد ، و اى ابراهيم ، در خدمت آقا و عموى خود باشيد ، ركاب را براى ايشان بگيريد و جامه بر تن ايشان راست كنيد و آقا را تا منزلشان همراهى كنيد . » سپس امام به عبد اللّه رو كرد و او را به خلافت بشارت داد و چنين فرمود : « هرگاه به خلافت رسيدى به فرزند من نيكى كن . » و سپس از يكديگر جدا شدند ، مأمون مىگويد : « چون مجلس خلوت شد گفتم : يا امير المؤمنين ! اين مرد چه كسى بود كه تو او را اين‌قدر بزرگ داشتى و به جاى خود درآوردى و از جاى خود برخاستى و به پيشواز او رفتى و او را در بالاى مجلس نشاندى و خود پايينتر از او نشستى و سپس به ما دستور دادى كه براى او ركاب گيريم ؟ » هارون گفت : « او امام مردم و حجّت خدا بر خلق اوست ، او همان جانشين خدا بر مردم است . » گفتم : « يا امير المؤمنين ! آيا اين صفات همگى از آن تو نيست ؟ » هارون پاسخ داد : « من در ظاهر توانسته‌ام با خشونت و زور امامت مردم را به دست آورم ولى ، موسى بن جعفر امام حقيقى است . اى فرزندم ! به خدا سوگند او به جانشينى پيامبر ( ص ) از من و همهء مردم شايسته‌تر است ولى چه كنم كه حكومت عقيم است و اگر تو هم خلافت مرا تهديد كنى سر از تنت جدا خواهم كرد . 4 » مأمون بر طبق آنچه خود بدان اعتراف دارد از آن روز به تشيّع گرويد ، ولى چگونه شيعه‌اى كه امام زمان خود را به قتل مىرساند ! اگر تشيّع صرفا يك عقيده باشد پس همهء خلفا شيعه بوده‌اند . تشيّع تنها يك مرام نيست بلكه ، عقيده‌اى است كه در رفتار آدمى انعكاس مىيابد . مأمون ، امام رضا ( ع ) را به انگيزه تشيّع و اعتقاد خود از مدينهء منوّره به نزد خود نياورد و خلافت را به ايشان نداد گماردن امام رضا ( ع ) به ولايتعهدى ، ابدا برخاسته از محبّت مأمون نسبت به ايشان نبود بلكه ، انگيزهء مأمون آن بود كه شرايط ، مأمون را به اين عمل واداشت زيرا جنبش مكتبى ، آن‌قدر نيرومند شده بود كه توانست خود را بر حكومت تحميل كند .