. . . اما امروز صفاى زمانه از ميان رفته و كدورتش بر جاى مانده است امروز ، مرگ براى هر مسلمان هديهاى است ، انگار خير ، مرده است و شر حاضر . نادان ، شاد و دانا گريان است .
عدالت ناپديد ، و ظلم غالب است . انگار عقل رانده شده و جهل حاكم و نيز پستى شكوفا و كرم پژمرده است .
پندارى كه دوستى طرد ، و دشمنى مطلوب است . كرامت از صالحان سلب و به فرومايگان واگذار شده است . گويى كه ، نيرنگ بيدار و وفا خواب است . دروغ سودمند و راستى بىفايده .
فرومايگان به آسمان ، فخر مىفروشند و نيكان به قعر زمين فرو رفتهاند !
جدعان سخنش را چنين ادامه مىدهد :
ترديدى نيست حالتى كه علما و عموم اهل سنّت در اين زمان بدان دچار شدهاند ، با راههاى معمولى قابل علاج نيست بويژه آنكه ، اين پيشروى وضع بدترى به خود مىگيرد ، كه به آسانى نمىتوان آن را محدود كرد و يا از ميان برد . زيرا اين پديده در جوامع ، با استقبال زيادى ، از طرف تودهء سنّيها روبرو شده است . اين نظريه حتى در نزد متفكّران اهل سنّت به قوّت خود باقى است ، با اين وجود برخى از متفكّران اهل سنّت كوشيدند تا از اثر و اهميّت اين نظريه بكاهند ، روش ايشان با روش جاحظ معتزلى ، تفاوت داشت زيرا ، جاحظ با يأسى مبارزه مىكرد كه در آراى اين علما به چشم مىخورد و از سوى ديگر ، روش جاحظ توأم با اطمينان بيشترى در ميان مؤمنان بود .
. . . احساسات دردناك شيعيان نسبت به ظلم و چپاول فاحش ، بيشتر از سنّيها بوده است ، شيعيان پيوسته در شكنجه به سر مىبردند و امامان شيعه مطرود بودهاند و موجوديت اجتماعى - سياسى ايشان غير قانونى به شمار مىرفت . از زمان خروج خلافت از اهل بيت ( ع ) و كشته شدن حضرت على ( ع ) و فاجعهء كربلا در گذر تاريخ ، يعنى در زمان امويان و عباسيان ، به يك اندازه مصيبتهاى سختى بديشان ( شيعيان ) وارد شد .
با اين وجود ، اين فاجعه نه تنها موجب نااميدى نشد بلكه ، اميدى را به همراه آورد كه در حتميّت ظهور حضرت مهدى ( ع ) تجسّم مىيافت . حضرت ، حق را به حدّ نصاب خود مىرساند و زمين را پس از آنكه پر از ظلم و جور شد ، مملو از عدل مىكند ، اين بدان معناست كه امامت و حكومت اسلامى ، به اهل بيت و شيعهء اهل بيت باز مىگردد و زمين و مردم از مفاسد و طغيانهاى سياسى رهايى مىيابد .
( 2 ) - . . . مقاتل الطالبيين ، ص 130 - 131 .
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٤