عقبماندگيى كه ساختار نامطلوب تاريخ را مىتوان از آن دانست . اين عقبماندگى با شرايطى خاص ، استمرار يافته است و براى آنكه اين حقيقت را بفهميم سؤال زير را مطرح مىكنيم :
چرا يزيد بن معاويه ، حسين بن على ع را به تمرّد متّهم كرد ؟
زيرا امام حسين ع بر او شوريد و يزيد از سلطهء غاصبانهء خود دفاع كرد و حسين ( ع ) را به تمرّد متّهم كرد . آيا چنين نيست ؟
اگر مسأله چنين است و اگر ، هم اكنون نيز فردى مثل يزيد بن معاويه سر كار آيد و فرد ديگرى مثل حسين بن على ( ع ) را در برابر خود بيابد كه با او به نبرد برخيزد . بايد به او همان چيزى را بگويد كه يزيد ، به حسين بن على ( ع ) گفته است .
اگر « ملك فهد » فردى را در جزيرة العرب بيابد كه با حكومت منحرف او ، با مبادى صحيحى به مبارزه برخاسته است ، چه مىكند ؟ بويژه آنكه هيچ نقطهء ضعفى از اين شخص مصلح ، در دست نداشته باشد . طبيعة ، وى را به قتل مىرساند و سپس در تاريخ به جستجو مىپردازد كه يزيد بن معاويه دربارهء امام حسين ( ع ) چه گفته ، و بر اساس تفحص خود درمىيابد كه يزيد ، حسين بن على ( ع ) را متمرّد خوانده است .
بنابراين ، اين فرد بنا به منطق فهد متمرّد است و اگر فهد او را به قتل رسانده ، به سبب تمرّد وى بوده است . فهد اين سؤال را مطرح مىكند :
كدام يك به نفع ماست ، تعظيم ، و بزرگداشت يزيد يا تعظيم و بزرگداشت حسين بن على ( ع ) ؟
اگر امام حسين ( ع ) را بزرگ بداريم ناچار بايد اين مردى كه نقش او را ايفا مىكند ، نيز بزرگ بداريم . ولى ، ملك فهد بايد يزيد بن معاويه را تقديس ، و تأليف كتابى را در مورد امير المؤمنينى يزيد ، تشويق كند . نويسندهء اين كتاب چنين اظهار مىدارد كه ، امام حسين ( ع ) با شمشير جدّش كشته شد . مقصود وى از اين جمله آن است كه ، اگر رسول اللّه ( ص ) زنده بود اوّلين نفرى بود كه امام حسين ( ع ) را مىكشت ! !
به تاريخ نگاران مكتبى بنگريد ، اين مورّخان دچار همان خطاهايى مىشوند كه يك مورّخ سلطهجو گرفتار آن است . برخى از مورّخان مكتبى ، زمانى كه دربارهء مختار بن ابى عبيدهء ثقفى مىنويسند ، همان سخنهايى را تكرار مىكنند كه ، مصعب بن زبير قاتل مختار اظهار مىكرد و همان تهمتهايى را به وى وارد مىكنند كه وسايل تبليغات اموى به اين مرد پاك وارد مىكردند .
از شگفتيهاى دنيا آن است كه ، فردى معروف چون « ابو الفرج اصفهانى » مؤلّف كتاب « مقاتل الطالبيين » زمانى كه از « زيد بن على » سخن مىگويد ، روايتى را از پيامبر ( ص ) نقل
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢١