ثانيا : قاضى ، نعمان بن ابى عبد اللّه محمّد بن منصور بن حيون التميى صاحب كتاب « دعائم الاسلام » يعنى كسى كه اسماعيليه كتاب وى را مأخذ اساسى فقه خود قرار دادند تا آنجا كه برخى از اسماعيليه قاضى را « قانونگذار اسماعيليه » ناميدند ، اسماعيليه ادّعا مىكنند كه وى از فقهاى آنها بوده است ولى به نظر مىرسد كه او دوازده امامى است زيرا ، او احاديث فقهى را تا امام صادق ( ع ) روايت مىكند ولى پس از امام حديثى را از ساير ائمّهء اسماعيليه نقل نمىكند على - رغم آنكه سيزدهمين امام اسماعيلى « معزلدين اللّه بن منصور بن القائم بامر اللّه بن عبد اللّه مهدى بن حسين بن احمد بن عبد اللّه ( احمد وفى ) بن محمّد بن اسماعيل بن امام جعفر صادق ( ع ) » در آن زمان در مصر بوده است ، ولى او از هفت امام اسماعيلى كه پس از امام صادق ( ع ) ادّعاى امامت كردهاند حديثى نقل نمىكند ، بعلاوه فقه او نيز نظير فقه فقهاى مكتبى دوازده امامى است و امّا روش افراد مكتبى اماميه در حكومت فاطميه آن بوده است كه تقيّه مىكردند و خود را در زمرهء اسماعيليه به حساب مىآوردند .
در بسيارى موارد علّامهء نورى در كتاب مستدرك وسايل الشيعه به دعائم الاسلام استشهاد مىكند و اين خود دليل آن است كه اسماعيليه به باطنيه - بر طبق تعريف مورّخان وابسته به دربار - اعتقادى نداشتهاند زيرا آنها نيز مانند ساير مذاهب اسلامى نسبت به همهء آداب مذهبى مقيّد بودهاند و تنها سخن ايشان آن بود كه حدود شرعى به تنهايى كافى نيست بلكه بايد با محتويات اخلاقى و اجتماعى همراه باشد .
هرگاه شعارى خاص چون نماز ، روزه ، حجّ يا زكات به عنوان يك حقيقت هدف قرار گيرد بايد حقيقتى را كه هدف تلقّى شده است ، كنار نگذاريم و نبايد تنها قالب آن در نظر گرفته شود ، اين مسأله با حراست از قداست عبادت منافاتى ندارد بلكه مفهوم آن پياده كردن ظاهر و باطن همهء احكام است . اكنون اين سؤال مطرح مىشود :
اسماعيليه در طول تاريخ چه كردند ؟
عملكرد اسماعيليه در طول تاريخ عبارت از آن است كه ، اين نهضت از ابتداى تأسيس خود در زمان امام موسى بن جعفر ( ع ) و خلافت محمّد بن اسماعيل - امام اسماعيليه - قويترين جنبش تاريخ را به وجود آوردند . ساير جنبشهاى اسلامى ، مثل زيديه و جنبش مكتبى دوازده امامى و جز آن در زمينهء سازماندهى داخلى و وجود دعاة نيرومندى كه با يكديگر در تماس بودند ، هيچ تشابهى با جنبش اسماعيليه نداشتهاند .
مرجئه ، معتزله و خوارج و جز آن ، همگى جنبشهاى موجود در سرزمينهاى اسلامى بودند ،