تلقّى مىشد و امام صادق ( ع ) پرورش نوهاش محمّد بن اسماعيل را به عهدهء او گذاشته بود .
ميمون قدّاح
اين حقيقت بر يكى از دو امر زير دلالت دارد :
اوّل : يا اينكه ميمون قدّاح از مذهب وحى و رسالت جعفرى به مذهب معروف اسماعيليه منحرف شده است كه اين احتمال بعيد به نظر مىرسد زيرا ، برخى از فقهاى مكتبى ، اخبار و احاديث بسيارى از او نقل كردهاند و او را موثّق شمردهاند .
دوّم : و يا آنكه ميمون قدّاح از جانب امام جعفر صادق ( ع ) و پس از ايشان از سوى امام موسى كاظم ( ع ) مأموريت داشته است كه شيوهء عملياتى معيّنى را در ميان امّت اسلامى آن زمان ، تأسيس كند و سپس به اجرا درآورد .
شخصيّت ميمون قدّاح ، به سبب حسّاسيت موقعيّت وى در جنبش اسماعيليه و مبالغهء اعضاى اين جنبش و قايل شدن شخصيّتى افسانهاى براى او ، موجى از سؤالات مختلف را برانگيخته است ، به اضافهء دشمنى شديد مخالفان اين نهضت نسبت به ميمون ، كه موجب شد اتهاماتى را به او وارد كنند كه همهء طاغوتهاى زمان به مؤسّسان جنبشهاى انقلابى وارد مىكردند .
ما نيز مىدانيم كه ميمون قدّاح تنها يكى از طرفداران اهل بيت به شمار مىآمد كه روحيهء انقلابى ، سراسر وجودش را در بر گرفته بود و نزديكى او به امام باقر ( ع ) و فرزند ايشان حضرت صادق ( ع ) فرصت كافى را براى شناختن اصول جنبش مكتبى در اختيار او گذاشته بود .
زمانى كه حضرت صادق ( ع ) ميمون را مسؤول نظارت بر تربيت نوهاش محمّد بن اسماعيل كرد - نوهاى كه محبوب قلوب خانوادهاى بود كه با جوانمرگ شدن پدر او و فرزند امام صادق ( ع ) مصيبتى بر اين خانواده وارد شده بود - وى جنبشى انقلابى را بنيان نهاد كه با نظام طاغوتى معارض بود . و احتمال نمىرود كه ميمون مسؤول نقاط منفى اين نهضت بوده باشد ، همانطور كه شهيد زيد بن على ( ع ) نيز مسؤول نقاط منفى جنبش زيديه در تاريخ نبوده است . قبل از آنكه بقيّهء داستان ميمون را پى گيريم نگاهى گذرا به آراى كتب رجال و تاريخ دربارهء ميمون خواهيم داشت ، اين بررسى گذرا از خلال سه مرجع اصلى صورت مىگيرد .
اوّل : از كتاب « جامع الرواة » تأليف علّامهء اردبيلى كه مورد اعتماد فقهاى ماست .
در كتاب جامع الرواة تأليف علّامهء اردبيلى جلد دوّم ، صفحهء 286 درباره ميمون قدّاح چنين آمده است :