تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
اسماعيليه از سازماندهى و پنهانكارى بسيار دقيقى برخوردار بود . « امام » در ميان اسماعيليه قدرت برتر و مرجع هر نوع قانونگذارى است و « حجّت » يا « باب » نايب امام است كه معمولا فرزند امام است ، « داعى الدعاة » رئيس و نخستين پاسخگو در برابر حجّت ، در زمينه‌هاى دعوت ، در سرزمينهاى مختلف است . « داعى مطلق » يا « نقيب » داعيى است كه به مقامى دست يافته است كه صلاحيّت مسافرت به نقاط مختلف را در اختيار او مىگذارد . « داعى مأذون » پيرو داعى مطلق است و معاون او به شمار مىرود ، « داعى محصور » مسؤوليت دعوت در منطقهء معيّنى را بر عهده دارد و از آن منطقه تجاوز نمىكند و تا زمانى كه داعى الدعاة اجازهء انتقال به منطقهء ديگرى را به او نداده ، در همان منطقه ، محدود است ، « جناح ايمن » و « جناح ايسر » خدمتگزاران داعى مطلق در سفرهاى او به نقاط مختلف هستند و از جهت اطّلاعاتى ، داعى مطلق را يارى مىكنند ، « مكاسر » در اصل همان « مطالب » بوده است كه به سبب مطالعهء بيشتر دربارهء دعوت از درجه بالاترى برخوردار شده است ، وظيفهء « مطالب » تجسّس و به دست آوردن اخبار و جذب مردم به اين جنبش مىباشد ، و « مستجيب » كسى است كه بتازگى به جنبش اسماعيليه پيوسته است 3 . از اين سخنان روشن شد كه جنبش اسماعيليه دوازده رتبه دارد كه عبارت است از : امام ، حجّت يا باب ، داعى دعاة ، داعى بلاغ ، داعى مطلق يا نقيب ، داعى محصور ، جناح ايمن يا يديمنى ، جناح ايسر يا يديسرى ، مكاسر ، مطالب ، مستجيب . از جمله شيوه‌هاى سازمانى ايشان آن بود كه ، نام امام را پنهان مىداشتند ، فردى به اسماعيليه مىپيوست بدون آن‌كه امام خود را بشناسد ، حتّى نام جنبش و اسامى دعاة را در اختيار او نمىگذاشتند ، بلكه پس از گذراندن مراحل مختلف و رسيدن به حدّ معيّنى تنها يكى از دعاة را به او معرفى مىكردند ، به همين سبب مىتوانستند به مراكز حسّاس حكومت نفوذ كنند ، گاهى پرده‌دار يكى از خلفا ، اسماعيلى مذهب بوده است . براى يك فرد سازمانى جريانهاى جنبش به تدريج روشن مىشده است ، وقتى چنين فردى به حدّ معيّنى مىرسيد داعى و پس از آن بزرگان جنبش و در آخر امام را به او معرفى مىكردند . از سازماندهىهاى داخلى اين جنبش آن بود كه امام هرگز شناخته نمىشد ، از زمان اختفاى محمّد بن اسماعيل و پس از او احمد وفى ، هيچ كدام از ائمّه ايشان خود را در صحنه ظاهر نكرده‌اند تا بر سرزمينهاى اسلامى حكومت كنند ، در حالى كه ما ائمّه خود را مىبينيم كه علنا به مردم درس مىدادند و آنها را هدايت مىكردند ، مردم نيز مىدانستند كه اين شخص ، امام آنهاست و او را به چشم مىديدند ، ولى اسماعيليه بر خلاف ائمّهء ما ، خود را چنان پنهان مىداشتند كه هيچ‌كس از هويّت و مكان و عملكرد آنها اطّلاعى نداشت .