تمامى امورى از اين قبيل را كه آسان به نظر مىرسند نيز از پدرانمان آموختهايم ولى ، امور پيچيده همچون چگونگى رفتار اجتماعى و اينكه حدود آزادى ما از كجا آغاز و به كجا منتهى مىشود و حقوق مردم چيست و حقوق ما به شكل دقيق كدام است ، و نيز ساير از ارتباطات اجتماعى را بايد از پدران و تاريخمان بياموزيم .
امّا اگر انسان بخواهد از گذشتهء خود جدا شود ، اين جدايى تنها سخت نيست ، بلكه محال است .
چگونه امكان دارد انسان يكباره از جامعه خود جدا شود ؟
پيامبران تنها كسانى بودند كه خداوند پس از آنكه گزينشهاى معيّنى دربارهء ايشان به اجرا درآورد به روشهاى غيبى به آنها قدرت جدايى و پاكى از آلودگيهاى جامعه و وضع فاسد آن و تشكيل جامعهاى جديد را داد .
به اين سبب پروردگار سبحان در قرآن كريم دربارهء انبيا چنين فرموده است .
« إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً »
« * »
« وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا »
« * * »
« . . . لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ . . . »
« * * * »
پس توانايى پاك ماندن از آلودگيهاى جامعه در پيامبران ، بر اساس نيرويى غيبى صورت مىپذيرد ، زيرا حكمت معينى در سنن إلهى ديده مىشود كه اقتضاى آفرينش سرشت انبيا را به عنوان مجموعهء بشرى ممتاز دارد . ولى ما نمىتوانيم از اين ناپاكيها يا از سرشت خود جدا شويم .
بنابراين چگونه ممكن است متمدّن شويم و به قافلهء تمدّن بپيونديم ؟
اين امر با تصفيه كردن سرچشمهء انديشههاى خطاى ما يعنى با تصفيهء تاريخ امكان دارد و تغيير دادن آراى تاريخيمان نيز براى رهايى از ميراث گرانقدرى كه از تاريخ به ارث بردهايم ، ضرورى است . در اين مورد مثالهاى سادهاى براى تأثّر نسلهاى كنونى از نسلهاى گذشته و بويژه نسل ما از نسلهاى پيشين قابل ارائه است .
تاريخ از سلطه تا انقلاب
مىدانيم كه در امت اسلامى هميشه دو خط به چشم مىخورده است ، خط رسالت ، يعنى خط
هامش
( * ) جن / 27 ، جز آن كس كه از رسولان خود برگزيده است كه بر محافظت او ( فرشتگان را ) از پيش رو و پشت سر مىفرستد ( تا اسرار وحى را شياطين به سرقت گوش نربايند ) .
( * * ) اسرا / 74 ، و اگر ما تو را ( به وحى خود ) ثابت قدم نمىگردانيديم نزديك بود كه به آن مشركان اندك تمايلى پيدا كنى .
( * * * ) يوسف / 24 ، و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعى اهتمام كردى .