از طبقهء حاكمهء دوران هارون الرشيد به شمار مىآمدند ، رؤساى اين قبايل همچنان به حال خود باقى بودند و كماكان ، انرژى و تلاش كشاورزان و بازرگانان و پيشهوران و صاحبان مشاغل كوچك را در استثمار داشتند و با طبقهء بالاى جامعه يعنى تجّار بزرگ و فئودالها و بزرگان ارتش و در رأس و پيشاپيش ايشان با خلفاى بنى عبّاس همكارى داشتند و تبانى مىكردند . همهء اينها در مكيدن خون محرومان و به بردگى گرفتن طبقهء محروم همكارى نزديكى داشتند . اين در حالى بود كه بيشتر مسلمانان در محروميّت كامل به سر مىبردند .
در چنين وضعيّتى امام موسى بن جعفر ( ع ) چگونه بايد رفتار مىكرد و نقشهء عملى ايشان چه بود ؟
نقشهء امام عبارت از آن بود كه در مرحلهء نخست ، آگاهى سياسى و مذهبى را در ميان تودههاى محروم ، يعنى كشاورزان و موالى و بازرگانان خردهپا و عناصر با استعداد حاكميّت - نه رهبر آن - رشد دهد و سپس به پرورش مجموعه رهبرانى اقدام كند كه خود را به لذّتهاى دنيوى و جذّابيّتهاى ناپايدار آن نمىفروختند .
بسيار دشوار بود در چنين وضعيّتى كه آسايش و ثروت و پاداشهاى فراوان از ويژگيهاى آن به شمار مىآمد ، رهبر يا رئيس قبيلهاى يافت شود كه حكومت او را با پول نخريده باشد .
براى مثال بسيارى از علويان را مىبينيم كه تا ديروز ماهيّتى انقلابى داشتند ، كسانى كه پدران و برادران و خويشانشان ، به دست عبّاسيان به قتل رسيده بودند ولى ، سرانجام شكار مادّيات دنيوى شدند ، زيرا حاكميّت پيوسته مىكوشيد ايشان را با پول بخرد ، حكومت در آن زمان از دارايى فراوانى برخوردار بود و مىتوانست اموال بسيارى را در راه خريدن افراد صرف كند .
يكى از افراد بسيار نزديك امام موسى بن جعفر ( ع ) همان كسى بود كه در قبال صد هزار درهم ، اسرار امام را براى هارون الرشيد برملا كرد و موجب شهادت امام شد .
اين پول در آن روز مبلغ زيادى محسوب مىشد به طورى كه مخارج ساختن يك خانه از چند ده درهم تجاوز نمىكرد .
ارزش صد هزار درهم
او و فرزندانش نمىتوانستند بدون تحمّل رنج و محنت فراوان ، اين مبلغ را به دست آورند به اضافهء آنكه ، در آن زمان فرصتهاى ديگرى نيز در اختيار چنين فردى قرار مىگرفت ، چنين كسى اگر هوادار حاكميّت نيز بود ولايت مصر يا فرماندهى مغرب يا سرزمينهاى فارس را هم به دست مىآورد .