سبد يافت و بسيار شاد شد ، چون فرداى آن روز رسيد ، صبح زود محمّد براى سپاسگزارى از اين عمل فضل راهى منزل او شد ولى دريافت كه فضل صبح زود نزد هارون الرشيد رفته است ، محمّد نيز بدان سو رفت و چون فضل به وجود محمّد پى برد از در ديگرى خارج شد و به منزل پدرش رفت ، محمّد نيز روانهء منزل پدر وى شد ، فضل چون از آمدن محمّد اطّلاع يافت از در ديگرى خارج شد و به خانهء خود رفت ، محمّد نيز به خانهء او رفت و او را ملاقات و از او سپاسگزارى كرد و گفت : صبح زود نزد تو آمدم تا عمل نيك تو را سپاس گويم .
فضل گفت : من دربارهء تو انديشيدم و چنين دريافتم كه يك ميليون درهمى كه ديروز براى اداى قرض به تو دادم كافى نبود و به زودى دوباره نياز پيدا مىكنى و قرض خواهى كرد و پس از مدّت كوتاهى همان مبلغ را مقروض خواهى شد ، بدين سبب صبح زود نزد امير المؤمنين رفتم و حال تو را بر او عرضه داشتم و براى تو يك ميليون درهم ديگر گرفتم و هنگامى كه به خانهء پدر من آمدى همين مبلغ را از او نيز گرفته بودم و مايل نبودم قبل از آنكه اين پولها به خانهء تو آورده شود با تو ملاقات كنم . و اينچنين در طول يك روز سه ميليون درهم به خانهء محمّد بن ابراهيم برده شد . 1
مفهوم اين داستان كه مورّخان آن را نقل كردهاند چيست ؟
اين داستان چند مفهوم در بر دارد :
اوّل : وضعيّتى كه مسلمانان در روزگار هارون الرشيد داشتهاند در پرتو منابع مالى فراوان متمايز از ساير دوران بوده است . از ويژگيهاى ديگر اين دوره ، تمركز ثروتهاى فراوان در دست عدّهء بسيار اندكى از دار و دستهء هارون الرشيد و اطرافيان وى همچون برامكه و سودجويان نظام بنى عبّاس مىباشد .
دوّم : اين گروه اندك از زمامداران ، اموال مردم را همچنان كه كودكان تو پى را به بازى مىگيرند به بازى گرفته بودند ، و به عبارت ديگر سرنوشت امّتى را به بازى گرفته بودند كه خورشيد از سرزمين ايشان غروب نمىكرد و آذوقهء ملّتى را حيف و ميل مىكردند كه براى رهايى از ظلم و ستم سركشان و كافران ، اسلام آورده بودند ، اين عدّه دريافتند كه زمامداران مسلمان بهتر از حاكمان سركش ديگر نيستند .
در اين هنگام فردى به نام « وليد بن طريف الشارى الشيبانى » در سال 187 ه در منطقهاى به نام « نصيبين » و سپس در « ارمنستان » و « آذربايجان » شورش كرد ، اين مناطق يكى از نواحى ادارى حاكميّت به شمار مىآمد ، وى حاكم نصيبين را به قتل رساند ، نصيبين مركز ادارى اين استان بود ، او توانست زمام حكومت را در دست گيرد ، هارون « يزيد بن مزيد » را كه يكى از فرماندهان بزرگ نظامى زمان هارون به شمار مىآمد با ارتشى بسيار گسترده سوى او فرستاد و يزيد
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٠٧