تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
با وليد به جنگ پرداخت ، وليد بن طريف هنگام جنگ اين ابيات را مىسرود :
« * » أنا الوليد بن طريف الشارى * قسورة لا يصطلى بنارى جوركم أخرجنى من دارى
اين رجزخوانيها نشانگر طبيعت ظلم و محروميّتى است كه مسلمانان در آن روزگار با آن روبرو بودند و انگيزهء بيشتر علويانى كه به قصد جنگ با بنى العبّاس خروج كردند ، وجود همين محروميتهاى مردم ، و از ميان بردن آن بوده است . زنى در خيابانهاى كوفه گدايى مىكرد و در پى بارهاى خرما به راه افتاده بود و خرماهايى را كه از بار خرما به خيابان مىريخت برمىداشت و در دامان كهنهء خود جمع مىكرد ، در اين هنگام محمّد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم يعنى پسر طباطبا بن حسن بن امام حسن ( ع ) كه يكى از همراهان و همرزمان « ابو السرايا » بود بر اين زن گذشت و از آنچه بر دامن خود مىگذارد پرسش كرد ، زن حسب و نسب خود را خاطرنشان كرد و معلوم شد كه وى عضوى از يك خانوادهء شرافتمند است كه از نوادگان مهاجران و انصار به شمار مىآمد ، كسانى كه حكومت اسلامى در پرتو تلاشهاى ايشان برپا شده و پايه‌هاى حكومت اسلامى بر دوش ايشان بنا شده بود . اين زن سخن خود را چنين ادامه داد : من زنى بىسرپرست هستم و مردى ندارم كه مخارج مرا به عهده گيرد ، دخترانى دارم كه توانايى انجام كارى ندارند ، من در اين خيابان به دنبال قوتى به راه افتاده‌ام تا خود و فرزندانم بدان وسيله سدّ جوع كنيم . در اين هنگام محمّد به سختى گريست و چنين گفت : به خدا سوگند تو و نظاير تو مرا وامىداريد تا فردا خروج كنم و خون خود را بريزم . 2

چرا علويان به حركات انتحارى اقدام مىكردند ؟

بسيارى از حركتهاى علويان كه در دوران عبّاسيان شيوع داشت ، حركتهايى انتحارى به شمار مىآمد ، و افراد اين حركتها مىدانستند كه تلاششان به زودى با شكست روبرو خواهد شد ولى ، از دنيا بيزار شده بودند و ديگر تحمّل شكيبايى نداشتند تا بتوانند فرصت كافى را براى برنامه‌ريزى در اختيار خود بگذارند . اين جماعت مىشوريدند و در راه دفاع از محرومان ، خود را با مرگ روبرو مىكردند . خاندان بنى عبّاس و اطرافيان آنها و نظاميان برجسته و زمينداران بزرگ كه از موالى ، يعنى قبايل مختلفى كه از مليّتهاى غير عربى بوده و اسلام آورده و از عدالت اسلامى برخوردار شده بودند ،
هامش
( * )من وليد بن طريف شارى هستم * شمشيرى هستم كه به آتش خود سوختم بلكه ظلم و ستم شما مرا به خروج واداشت
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 208 | السيد محمد تقي المدرسي