وارد شد تا آنجا كه تعداد حاضران به سى نفر رسيد ، در اينجا امام چنين فرمود :
اى داوود ! كفن از چهرهء او بردار و سپس فرمود : با دقّت به او نظر كن و ببين كه آيا زنده است يا مرده ؟ داوود پاسخ داد : مرده است . امام جنازه را به فرد ديگرى عرضه كرد و همين عمل را تا آخرين نفر ادامه داد و فرمود : پروردگارا تو خود شاهد باش ، سپس امر به غسل و تكفين اسماعيل داد و فرمود : اى مفضّل ! كفن را از چهرهء او بردار ، وى نيز چهرهء اسماعيل را آشكار كرد سپس امام فرمود : آيا او زنده است يا مرده ؟ همگى به او بنگريد ، مفضّل پاسخ داد : اى آقا او مرده است ، امام فرمود : آيا به مرگ او شهادت داديد و وفات او بر شما ثابت شد ؟ گفتند : آرى . همگى از اين عمل امام تعجّب كرده بودند ، امام فرمود : پروردگارا تو خود بر ايشان شاهد باش . پس از آن جنازه به قبرستان برده شد و چون جنازه را در قبر نهادند امام فرمود : اى مفضّل ! چهرهء او را آشكار كن ، مفضّل نيز چنين كرد و امام نيز خطاب به جمع حاضر چنين فرمود : پروردگارا شاهد باش كه به زودى منحرفان در اين امر ( وفات اسماعيل ) دچار ترديد خواهند شد و مىخواهند با اين كار نور خدا را خاموش كنند و سپس به موسى ( ع ) اشاره كرد و فرمود : « ولى خداوند نورش را كامل خواهد كرد اگرچه كافران را خوش نيايد » سپس بر روى جنازه خاك ريختند ، در اين هنگام امام دوباره خطاب به ما چنين فرمود : اين جنازهء كفن شده و حنوط كرده شده و مدفون در اين قبر كيست ؟
گفتيم : اسماعيل فرزند تو ، امام فرمود : خدايا شاهد باش ، سپس دست موسى ( ع ) را گرفت و فرمود :
او حق است و حق با او و از اوست تا اينكه خداوند زمين و ساكنان آن را به او واگذارد . »
مفهوم اين عمل امام ، ثابت شدن وفات اسماعيل در نزد كسانى بود كه پس از حضرت ، او را خليفه مىدانستند و قصد امام از اين كار از بين بردن شبههء حيات اسماعيل بوده است .
اسماعيل در ميان برادران خود از همه بزرگتر بود و امام صادق ( ع ) به او محبّت فراوانى داشت و نسبت به او نيكى و مهربانى بسيارى مىكرد تا آنجا كه گروهى از افراد مكتبى چنين گمان مىكردند كه پس از پدر ، اسماعيل قائم آل محمّد و جانشين ايشان خواهد بود زيرا ، از نظر سنّى بزرگترين برادر به شمار مىآمد و پدرش نيز به وى تمايل داشت و مورد احترام ايشان بود . اسماعيل در زمان حيات پدر ، زندگى را در « عريض » بدرود گفت و چنانكه نقل شده است امام صادق ( ع ) بر مرگ فرزند خويش ناله و بىتابى بسيارى كرد و سخت اندوهگين شد و با پاى برهنه و بدون ردا پيشاپيش تابوت به راه افتاد و چندين بار دستور داد كه تابوت را بر زمين گذارند و كفن از چهرهء او بردارند و به چهرهء او مىنگريست ، [ همانطور كه گذشت ] قصد امام از اين عمل آن بود كه وفات اسماعيل را براى كسانى كه خلافت را پس از پدر ، حقّ او مىدانستند ثابت كند و شبههء زنده بودن او را از ميان ببرد . هنگامى كه اسماعيل - رحمة اللّه عليه - وفات يافت آن عده از ياران امام كه
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٠١