غيبت سياسى
در اينجا اين سوال پيش مىآيد : مفهوم غيبت سياسى كه همهء جنبشهاى انقلابى به آن اعتقاد داشتهاند ، چيست ؟ پاسخ اين سؤال آن است كه غيبت در پارهاى موارد سياسى است و بطور كلّى دو گونه غيبت به چشم مىخورد : نخست غيبت سياسى كه در زمان ائمّه ( ع ) بسيار يافت مىشد و دوّم غيبت غير سياسى . غيبت موسى ( ع ) را كه مدّت ده سال پس از پيامبرى صورت گرفت مىتوان از جمله غيبتهاى سياسى دانست ، ديگر غيبت سياسى عيسى بن زيد بن على بن الحسين ( على آبائه السلام ) است كه قبلا دلايل غيبت وى را روشن كرديم ، محمّد و احمد بن عيسى ، يعنى كسانى كه به دست مهتدى و هادى پرورش يافتند نيز از اين دستند . ديگر رشيد است كه در تاريخ به نام « احمد مختفى » معروف است ، او همان كسى است كه از زندان گريخت و از ديدهء مردم پنهان شد و جنبش زيديه را در زمان غيبت خود يعنى ، در ايّام متوكّل تشكيل داد .
مردم در آغاز چنين تصوّر مىكردند كه اسماعيل در غيبتى سياسى به سر مىبرد و هنوز نمرده است . غيبت ديگرى نيز به عقيدهء ما يافت مىشود كه به اذن خداوند تبارك و تعالى صورت مىگيرد و آن غيبتى است كه با متافيزيك ( ما بعد الطبيعه ) ارتباط دارد ، مفهوم اين غيبت همچون اعتقاد ما به امام منتظر ( ع ) است ، اساس باور ما نيز چنين نيست كه امام صرفا در غيبت به سر مىبرند و نيز وكلايى را در اختيار دارند و به جوانب مختلف جنبش مكتبى نظارت مىكنند بلكه ، اين همان غيبتى است كه به اذن پروردگار صورت پذيرفته است . ولى از آنجا كه رسول اكرم ( ص ) قبلا فرموده بود كه يكى از فرزندان من غايب خواهد شد و پس از آن ظهور كرده و زمين را پر از قسط و عدل مىكند ، لذا برخى ، از اين حديث يا روايت سوء استفاده كردند و آن را در مصداق صحيح آن به كار نبستند و نه تنها افراد مكتبى بلكه ميزان افراد سنّى كه در تاريخ ، ادّعاى مهدويّت كردهاند بسيار بيشتر از افراد شيعه بوده است . « محمّد على باب » و « ميرزا غلام » و « احمد قاديانى » از آخرين كسانى هستند كه اخيرا ادّعاى مهدويّت كردهاند . ولى مجموعهء افراد سنّى كه ادّعاى مهدويّت كردهاند ، بيش از اين عدّه بوده است كه براى نمونه مىتوان از مهدى كه در سودان عليه انگلستان مىجنگيد يا سنوسى كه در ليبى ادّعاى مهدويّت كرد ، نام برد ولى غيبت اسماعيل به اذن خدا صورت نگرفته است بلكه ، به اعتقاد طرفدارانش صرفا يك غيبت سياسى بوده است . اين عدّه اعتقاد داشتند كه اسماعيل ايشان را مجتمع كرده و پرورش داده و براى آنها برنامهريزى كرده است و بايد ظهور كند و اين خود آغاز انحراف گروهى بود كه خود را به اسماعيل بن صادق ( ع ) منتسب مىكردند ، زيرا اين عدّه امامت موسى بن جعفر الصادق ( ع ) را انكار ، و چنين استدلال مىكردند كه