تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
چگونه روش اين ائمه با يكديگر اختلاف دارد ؟ آيا در اين‌جا تناقضى ديده مىشود ؟ آيا در طبيعت ايشان اختلافى بوده است ؟ طبيعة نه . . تمامى آنها امام بوده‌اند و از منبع واحدى كسب نور مىكرده‌اند و افكارشان نيز از كانون واحدى سرچشمه مىگرفته است . بنابراين مىتوان منشأ اين اختلاف را اوضاع و احوال تاريخى كه ايشان در آن زندگى مىكرده‌اند ، دانست و بدين ترتيب شناخت تاريخ به دليل شناخت احكام شرعى ، ضرورى مىنمايد . من معتقدم اگر فقها و بويژه فقهاى متأخّر ، تاريخ ائمه را از ابعاد سياسى و اجتماعى و اقتصادى و نيز از ناحيه آزاديخواهى به شكل دقيق ، مورد بررسى قرار دهند علل و دلايل برخى از اختلافات اخبار را در خواهند يافت و در نتيجه خواهند توانست از سيرهء ائمّه ( ع ) سود بيشترى برگيرند و روشى كه در آموزش علوم اسلامى به كار گرفته مىشود ، روشى « انفكاكى » است ، يعنى اين روش - بويژه در فقه - موجب تجزيه علوم مىشود . مثلًا روش مذكور ، تاريخ را نيز چون فقه به عنوان واحدى مستقل مورد پژوهش قرار مىدهد ، در حالى كه فقه و تاريخ از يكديگر انفكاك ناپذيرند . همين روش ، موجب شده است تا نكات دشوار فقه اسلامى و سيره همچنان ، در بوتهء ابهام باقى بماند . اين تنها يكى از پاسخهايى است كه مىتوان به اين سؤال داد : چرا تاريخ را بررسى مىكنيم ؟

تاريخ سرچشمه تمدّن

پاسخ ديگرى نيز به اين سؤال وجود دارد . شناخت تجربهء زندگى ضرورى است و عمر آدمى كوتاهتر از آن است كه تمامى ابعاد زندگى را خود بشناسد . پس ، انسانى كه عمرش [ مثلًا ] به هفتاد سال مىرسد ، اگر بخواهد هر چيز را خود تجربه كند نيازمند به كسب مليونها تجربه است . اگر انسان از تجارب گذشتگان و تاريخ آنها استفاده نكند قدرتش بيش از يك ميمون ضعيف نخواهد بود زيرا انسان از ناحيهء جسمى حتّى به نيرومندى ميمونها نيست ، فرق ميمون و انسان آن است كه ، انسان زندگىاش را از نقطه‌اى آغاز مىكند كه گذشتگان در آن نقطه كار خود را به پايان برده‌اند در حالى كه هر نسلى از ميمونها تجاربش را خود شروع مىكند و در اين رهگذر تنها به اعمالى مىپردازد كه خود آن را تجربه كرده است .