هيچ نيازى به پول احساس نمىكردند . پس چه چيز موجب شده بود كه اسماعيل به تجارت بپردازد ؟ اين سؤالى است كه از تاريخ مىپرسيم : تاريخ به ما چنين پاسخ مىدهد كه اسماعيل يك بازرگان بود كه ناگهان به رهبر جنبش بزرگى در تاريخ تبديل مىشود و اين دوّمين جنبشى بود كه توانست بر بزرگترين حكومت جهانى آن زمان ، يعنى بنى عبّاس غلبه يابد . در واقع وى به بازرگانى اشتغال نداشت بلكه ، بازرگانى براى انجام كارهاى بزرگتر ، و به منزلهء پوششى بود .
بطور كلّى اينقدر مىدانيم كه امامان معصوم ( ع ) جنبشهاى متعدّدى را در جامعهء اسلامى به حركت در مىآوردند .
امام صادق ( ع ) شخصا چهار هزار نفر را آموزش مىداد و توانست از اين عدّه ، دانشگاهى ايجاد كند كه شامل چندين دانشكده و رشتههاى گوناگون در فقه و اصول و تاريخ و فلسفه و معارف مختلف اسلامى باشد ، تا آنجا كه وقتى « عبد اللّه ديصانى » به مدينهء منوّره وارد مىشود به امام صادق ( ع ) چنين مىگويد : « آمدهام تا با تو مباحثه كنم . » امام ( ع ) فرمود : « در چه موضوعى ؟ » گفت : « در فقه » پس امام ( ع ) او را به سوى شخصى فرستاد و گفت : « نزد محمّد بن مسلم برو » هنگامى كه با محمّد بن مسلم مباحثه كرد وى توانست ديصانى را شكست دهد ، سپس وى خواستار مباحثه در بخش كلام اصول شد ، امام صادق ( ع ) به او فرمود : « با هشام بحث كن . » سپس تقاضاى مباحثه در تاريخ را كرد ، امام او را به سوى يكى ديگر از شاگردانش فرستاد و بدين ترتيب عبد اللّه ديصانى دريافت كه هريك از شاگردان امام دريايى از علوم هستند .
اين مطلب صحيحى است كه ما فقه را از جعفر بن محمّد صادق ( ع ) گرفتهايم ولى مسلمانان اصول تفكّر را از امام باقر ( ع ) و عبادت و تقوا و روحيهء مذهبى را از امام سجّاد ( ع ) و انقلاب را از امام حسين ( ع ) و صلح و سازش و ايثار را از امام حسن ( ع ) و قضاوت و شجاعت و مكتبى بودن را از امام على بن ابى طالب ( ع ) كسب كردهاند .
جنبش مكتبى ، وابسته به شخص جعفر بن محمّد ( ع ) نبود ولى از آنجا كه ما اين نهضت را در چارچوبى تنگ يعنى فقه كه انتشار آن از وظايف امام صادق ( ع ) بود و شرايط سياسى و اجتماعى نيز براى انتشار آن مناسب بوده است ، محدود كردهايم به اين جهت مذهب خود را به امام جعفر بن محمّد ( ع ) نسبت مىدهيم .
از اينجا درمىيابيم كه امام ( ع ) تمام جنبشها را زير نظر و نسبت به همهء امور آگاهى كامل داشته است . از مسائل بسيار عجيب آن است كه ما تصوّر مىكنيم ، وظيفهء اساسى همهء ائمّه پرداختن به امور پيش پا افتادهء فقه است و عجيبتر از آن ، اينكه شناخت ما نسبت به ائمّه ( ع ) تنها از لا بلاى همين تصوّر ، حاصل شده است و به همين سبب مذهب خود را به امام جعفر صادق ( ع ) نسبت
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 174
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٧٤