ائمّه ( ع ) وجود خود را ناديده مىگرفتند و تلاش خود را در اين راه به كار مىبستند كه امّت اسلامى به شيوههاى اسلامى نزديكتر شود و روشهاى باطل برايشان تسلّط نيابد .
افراد مكتبى در آن روزگار تنها اين جنبه را در نظر داشتند و مكتبيهاى حقيقى تنها شخص امام را ملحوظ نمىداشتند بلكه ، از امام فرمانبردارى و پيروى مىكردند زيرا مىدانستند كه خداوند به امامت آنها تصريح كرده است ، و خداوند به امامت ايشان تصريح نكرده است مگر ، به سبب آن كه آنها تابع برنامهها و طرحهاى صحيح بوده و خواستشان پياده كردن حكومت الهى واقعى باشد .
از اين روست كه امام صادق ( ع ) جنبش محمّد را تأييد مىكند و در آن روز براى امام هيچ اهميّتى نداشت كه محمّد جز جعفر است و او پسر عبد اللّه و جعفر پسر محمّد باقر ( ع ) مىباشد ، بلكه مسألهء مهمّ امام در آن زمان انديشه و ايده است و امام برنامههاى خود را بر اساس اهداف حقيقى پىريزى مىكند .
در اينجا مىتوانيم تاريخ را ارزيابى جديد بكنيم ، و بعضى از آراى منسوب به دوستداران اهل بيت ( ع ) را تكذيب كنيم ، آرايى كه به ناسزا گفتن و دشنام دادن به اسماعيل متّكى است . ولى حقيقت امر آن است كه ، اسماعيل در زمان امام صادق ( ع ) درگذشت و اسماعيليه گروهى بودند كه از اسماعيل پس از امام ( ع ) و نه در روزگار ايشان ، پيروى مىكردند .
علامهء مجلسى ( ره ) نقل مىكند كه روايت شده است :
ابا عبد اللّه ( ع ) بر مرگ اسماعيل جزع و فزع بسيار كرد و اندوهى بزرگ بر دل او نشست . امام بدون كفش و ردا در پيشاپيش تابوت اسماعيل حركت مىكرد و چندين بار دستور داد تا تابوت را به زمين بگذارند و امام پوشش را از چهرهء اسماعيل كنار مىزد و به او مىنگريست . مقصود امام از اين عمل آن بود كه وفات اسماعيل براى كسانى كه گمان مىكردند وى جانشين امام است ، ثابت شود و شبههء زنده بودن او را از ميان ببرد 6 .
علامه پس از نقل اين روايت ، روايتهاى ديگرى را نقل مىكند كه حاكى از ميزان محبّت امام نسبت به فرزندش اسماعيل است .
مخالفت اين عدّه با موسى بن جعفر ، مسألهء ديگرى است كه ربطى به اسماعيل ندارد .
ولى چرا افراد مكتبى به اسماعيل دشنام مىدهند ؟
دليل اين مسأله ، پيروى اين عدّه از كسانى است كه به سبب اسماعيل با امام موسى بن جعفر ( ع ) مخالفت مىورزيدهاند ، ايشان تمام قضيه را به يك مسألهء شخصى تبديل كردهاند و به همين سبب دچار اشتباه بزرگى شدهاند .
چنانكه مىبينيم مردم از امام صادق ( ع ) تعجّب مىكنند كه چرا ايشان به زيد بن على و
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٧٧