به خدا سوگند او ( جعفر ) را خواهم كشت . 3 »
اين سخنان را علامهء مجلسى رحمة اللّه عليه صاحب ( بحار الانوار ) چنين تفسير مىكند :
معناى اين سخن كه « يك قدم به جلو و قدمى به عقب مىگذارد » آن است كه : امام در بعضى مواقع با محمّد بن عبد اللّه موافقت مىكرده و وى را به خروج تشويق مىنموده ولى ، ظاهرا همچون مردم از او كنارهگيرى مىكرده است و با خروج او موافق نبوده است . وى ( يعنى امام صادق ( ع ) ) پيش خود چنين مىگويد : من از محمّد بن عبد اللّه بن حسن يعنى ، ذو النفس الزكيه كنارهگيرى مىكنم ؛ اگر وى موفّق شد قضيه به نفع من تمام شده است زيرا ، من پيروان بسيارى دارم و مردم دريافتهاند كه من از او داناتر و براى اين امر شايستهترم ، و اگر هم با شكست روبرو شد منصور مدركى عليه من در دست ندارد . منصور به امام چنين گفت : تو اى جعفر ! حسد و سركشى خود و نيز به تباهى كشيدن خاندان عبّاسيان را رها نمىكنى ، و خدا نيز جز حسد و خسّت تو را نمىافزايد و اين را بدان كه به آنچه تصوّر مىكنى نخواهى رسيد . ولى ، امام با روش خاصّ خود توانست از دست منصور رهايى يابد .
منصور بيقين مىدانست كه امام صادق ( ع ) در برابر همهء حركات و سكنات جامعهء اسلامى موضع خاصّى داشت ، به همين سبب محال است كه جنبش عبد اللّه بن حسن و بهرهگيرى از انقلاب عليه حكومت بنى عبّاس صرفا زاييدهء تصادف باشد .
جنبش اسماعيل فرزند امام جعفر صادق ( ع )
اين نيز تصادفى نيست كه فرزند امام صادق ( ع ) يكباره در صحنه ظاهر شود و شخصا بزرگترين جنبش را بر ضد حكومت عبّاسى بر عهده گيرد و نيز بزرگترين قيام مسلّحانهء تاريخ حكومت اسلامى را رهبرى كند . تمامى فضيلت اين عمل به پرورش و راهنمايى و حمايت امام صادق ( ع ) و مراقبتهاى آن حضرت نسبت به امور اجرايى امّت اسلامى بازمىگردد .
امام ، فرزند خود را به پيشهء بازرگانى گماشت و چنانكه از نظر تاريخى معروف است على رغم خطرات بسيار سلطهگران ، اموال بسيارى براى امامان معصوم ( ع ) جمعآورى مىشد .
ائمّه ( ع ) دوستداران و ياران خود را به پرداخت خمس و زكات فرمان مىدادند و افرادى را از جانب خود به سوى آنها مىفرستادند تا اين اموال را جمعآورى كنند در حالى كه ، در آن روزگار نيمى از مسلمانان يا اندكى كمتر ، از دوستداران اهل بيت ، به شمار مىآمدند . نكتهء مهمّ قضيه آن است كه اين افراد از تعداد زيادى برخوردار بودند و بازرگانى نيز در ميان آنها رواج داشت و همچنين پول زيادى در اختيار داشتند و از طرفى حكومت اسلامى در آن زمان در قلّهء عظمت قرار گرفته بود و خمسى كه مردم به ائمّه ( ع ) مىدادند دارايى قابل توجّهى به شمار مىآمد ، به همين سبب ائمّه ( ع )