آن جهاد است ؟
برعكس ، ائمّه ( ع ) امثال دعبل و سيّد حميرى و كميت و فرزدق را در اظهار محاسن خود تشويق مىكردند . براى مثال ، زمانى كه امام على بن الحسين ( ع ) خبر زندانى شدن فرزدق را به سبب قصيدهء مشهور خود كه در آن ، امام را در برابر آن گردنكش اموى ستوده بود ، شنيد خشمگين نشد و هيچ فشارى بر امام ( ع ) وارد نيامد بلكه ، براى تشويق اين موضعگيرى فرزدق ، چندين هزار درهم براى او فرستاد .
امام صادق ( ع ) نيز حميرى را شجع سلمى را تشويق مىكرد و امام رضا ( ع ) نيز دعبل را از لحاظ معنوى و مادّى ترغيب مىنمود به طورى كه يك بار هزار دينار و هزار دست جامه براى او فرستاد و پس از آن ، امام لباس مخصوص خود را به او بخشيد و فرمود : من فلان ركعت نماز در اين جامه خواندهام و بين 500 تا 1000 بار قرآن در اين لباس ختم كردهام و اين همان تشويق معنوى است .
در اينجا اين سؤال را مطرح مىكنيم : امامان معصوم ( ع ) ، پيروان خود را به كتمان و پوشيده داشتن چه چيز امر مىكردهاند ؟
اين مسألهاى است كه با نقشهها و روشهايى كه امروزه « تاكتيك » ناميده مىشود ارتباط دارد . تاكتيكهايى كه ائمّه ( ع ) در نظامهايى تروريستى براى رساندن مكتب و مراقبت از آن به كار مىبردهاند . اگر حكومت طاغوتى به روش نهضت انقلابى پى مىبرد در اين صورت بسيار آسان بود كه نقشههايى عليه اين روش طرح و جنبش را در نطفه خفه كند و اعضاى آن را از بين ببرد .
براى مثال منصور دوانيقى كه از خاندان عبّاسيان بود و همراه با علويان در ساقط كردن حكومت اموى شركت داشت ، به بعضى از روشهاى ائمّه ( ع ) در اداره كردن جنبشهاى انقلابى و هدايت كردن آن آگاهى يافته بود . به همين سبب زمانى كه منصور در ربذه ( مدفن ابوذر ) بود ، اين سؤال را مطرح كرد كه : چه چيز محمّد بن عبد اللّه بن حسن بن حسن را واداشت تا با انقلاب خود عليه ما قيام كند ؟
آيا انقلاب وى دليلى جز وجود امام صادق ( ع ) دارد ؟
منصور پيش خود چنين انديشيد ، لذا امام صادق ( ع ) را كه در آن زمان با منصور در ربذه به سر مىبرد ، احضار كرد وى قبل از آمدن حضرت ، به برخى از پيروان خود چنين گفت : « چه كسى مرا از دست اين جعفر خلاص مىكند ؟ وى يك قدم به جلو و قدمى به عقب مىگذارد و پيش خود چنين مىگويد : من از محمّد ( محمّد بن عبد اللّه بن حسن ) كناره مىگيرم ، زيرا اگر او موفّق شد كه قضيه به سود من تمام شده است و اگر چنين نشد در اين صورت من جان خود را حفظ كردهام . آگاه باشيد
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٧٢