امّت به شمار مىآمدند .
اين مطلب را زمانى بهتر خواهيم فهميد كه دريابيم چگونه فعّاليّت و تلاش امامان معصوم ( ع ) ، همهء زمينهها را در برگرفته است و غير مستقيم ، جنبشها را رهبرى و امّت را سرشار از روحيهء ابمان مىكردهاند تا اسلام زنده بماند . ايشان هزاران نفر را بر طبق موازين اسلام پرورش مىدادند و علوم مختلف را به آنها مىآموختند .
موضع ائمّه ( ع ) در برابر رخدادها
ائمّه ( ع ) در برابر هر واقعهاى هرچند كوچك ، موضع خاصّى داشتهاند و تاريخ گواه اين حقيقت است . هيچ تغيير يا واقعهاى در جامعه تحقّق نمىيافت مگر آنكه ائمّه ( ع ) در برابر آن نظر خاصّى داشتند و عملكرد خاصّى را به كار مىبستند . ايشان يك بار ، آراى خود را به خواصّ خويش مىگفتند و بار ديگر تودهء مردم را از آن آگاه مىكردند ، بارزترين دليل اين مطلب آن است كه همهء خلفاى اموى و عبّاسى قبل از دريافت اخبار ، از جانب هريك از ائمّه ( ع ) ، خواب به چشمشان راه نمىيافت و مىبينيم كه خلفا بارها و بارها ائمّه ( ع ) را به اتهام آنكه مردم را به سوى خود دعوت مىكردند و نيز به اتهام انجام دادن فلان عمل احضار مىكردند ، و باز مىبينيم كه تعدادى از ائمّه در زندان به سر مىبردهاند ولى يكى از آنها بر مسند ولايتعهدى تكيه داده است و بار ديگر يكى از ائمّه را در شهرى كه خليفه در آن سكونت داشت 1 « سامرا » به زندان مىافكنند تا خليفه بيمى از او به دل راه ندهد بلكه اطمينان داشته باشد كه امام مستقيما زير نظر اوست ، و زمانى نيز به امامى برمىخوريم كه تمام عمر خود را در زندان سپرى مىكند ، و در زمانى ديگر خلفا پيوسته علماى شهرهاى مختلف و برگزيدگان آن را دعوت مىكردند تا با ائمّه ( ع ) مباحثه كنند تا شايد به خطايى از ايشان آگاهى يابند . اين گفتگوها به مناظراتى شبيه بود كه بين دو نامزد انتخاباتى صورت مىگيرد .
همهء اين مدارك دلالت بر اين واقعيّت دارد كه ائمّه ( ع ) در برابر هر واقعهاى كوچك كه در حكومت اسلامى اتّفاق مىافتاد موضع خاصّى داشتهاند و اين سخن ايشان كه : « هيچكس از ما نيست كه به قتل نرسد يا مسموم نشود » مفهومى جز آن ندارد كه ائمّه ( ع ) اساس و محور رهنمودهاى سياسى به شمار مىآمدهاند .
اكنون كه در زندگى امام زين العابدين ( ع ) به اين حقيقت پى برديم همين واقعيّت را در زندگى امام صادق ( ع ) نيز عرضه مىكنيم .