تندى بچشمش بخورد خيره مىشود بلكه خالى از خطرى هم نخواهد بود از اشيائى كه نكاه مىكند خوشش مىآيد وميل مىكند آن را بكيرد بايد آن را پيش چشمش بياورند كه با ان بازى وتفريح كند براي آنكه چشم انيهء نفس است خوب وبد از راه چشم باو مىرسد واكر چيزى بطفل نمودند ترسيد يا متنفّر شد روبروى طفل آن را نوازش كنند ودست بروى آن بمالند ومهربانى كنند تا وحشت نفس زايل كردد وبداند موذى أو نيست دفعهء ديكر كه باو نشان مىدهند بدون خوف بكيرد بهترين چيزها كه باو نشان بدهند عروسك است كه از قديم هم معمول بوده خود مترجم در موزهء نابل عروسكى از عاج ديدم كه از زير خاكسترهاى اتشفشانى شهر پمپئى بيرون آورده بودند در بغل دخترى بود كه بأهم متحجّر شده بودند ودر مدّت اين دو هزار سال هنوز تغييرى در ان نشده ونپوسيده است معلوم مىشود عروسكبازى از قديم بوده است پس چنانكه مذكور شد خوب بكار بردن وعادت خوب دادن أسباب تكميل اين قوّه مىشود عادت بد هم آن را فاسد وتباه مىكند پس بايد از طفوليّت ملتفت باشند آن را خوب بكار ببرند ونيكو ظاهر سازند واعمالش را زود بان عادت بدهند بچيزهائى كه مضرّ بينائى است نظر نكنند أشباح را زياد نزديك چشم انها نياورند چشمها را براي ترسانيدن رفقاء چنانچه رسم أطفال است كج نكنند ( كريماس ) كاهوارهء انها را روبروى روشنائى وپرتو افتاب نكذارند روشنائى چشم را خيره بلكه فاسد مىكند بافتاب وسفيدى ورنكهاى تند وچيزهاى برّاق وبرف بخصوص وقتىكه افتاب بان تابيده باشد نكاه نكنند ضرر اينها وقتي از جاى تاريكى بيرون امده دفعة بأنها نظر كنند بيشتر است اكر رياضت ( عمل اين قوه ) معتدل وباندازه باشد آن را خوب ظاهر مىسازد وتكميل مىكند امّا اكر زياد از اندازه وشديد باشد أعضاء بصر را كه در كمال لطافتند فاسد مىكند چنانچه كساني كه بچيزهاى دقيق براق بسيار خورد زياد نظر مىكنند مثل جواهريها وساعت
إحياء الأطفال مظفري ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: ميرزا علي بن زين العابدين همدانى ( ميرزا علي دكتور )
ص٨٣