داراى حواس نيست در حكم نباتست وآنچه از أو بظهور مىرسد مكر معدودى از انها اثار حيوة نباتى است وجوديست تابع وجود مادر اما وقتي متولّد شد فاعل وعامل مىشود كمكم بناى مراوده با اشيائى كه باو احاطه كردهاند پيدا كرده وآنچه را مىبيند اخذ مىكند وداراى ميل واراده مىشود وبواسطهء بعض علائم مثل كريه وخنده وحركت دادن دستوپا وغيره در أوايل وبا تكلّم در أواخر فرح وغم وخوف وشوق خود را ظاهر مىسازد حواسّ ظاهره كه أسباب رابطه جميع موجودات خارجيّهاند باين ترتيباند لمس وماليدن شنيدن ديدن چشيدن بوئيدن أول اين قوى بواسطهء بازيچهها باقتضاى اين سنّ مشغول عمل مىشوند وطفل از انها محظوظ شده مربّى أو انها را وسيلهء تعليم ونشو ونماء واستحكام قواى أو قرار مىدهد براي كرفتن ان بازيچها ميل مىكند كه حركت بكند اوّل تا قوهء چشيدن وبوئيدن بكار نيفتادهاند بازيچههائى كه قوهء شنيدن وديدن از انها محظوظ مىشوند باو نشان مىدهند رمنها اين بازيچها را از برنج وساير فلزّات مىساختند چنانچه در شهر هركولانوم وپمپئى از زير خاكستر آتشفشانى بيرون آوردهاند اما اين أيام با بلور وعاج درست مىكنند وسوتك وغيره مىنامند وقتي طفل دندان بيرون مىآورد بدست أو مىدهند هرچه مىدمد نمىتواند آن را بصدا بياورد مكرر آن را با دندان مىفشارد أسباب زود بيرون آمدن دندان أو مىشود
قوهء لمس وماليدن
- موضع اين قوّه تمام جلد بدنست ادراك سردى وكرمى وسبكى وسنكينى ووضع وشكل ونرمى وزبرى وصافي وناهموارى وبلندى وكوتاهى وقرب وبعد أشياء از بدن وغيرها مىكند بعكس در جوانان در انكشتان ودست نوزاد كم است در ساير بدن أو زياد است كه بان احساس بأشياء خارجيّه مىكند اوّلين علامت حيوة كه در طفل ظاهر مىشود بواسطهء