واكر وسخى در ان جمع شده باشد با كوشپاككن بردارند مكرر اين أوساخ موجب كرى موقّتى كشته كه پس از ان مدّتى لآل بودهاند تا اينكه بزرك شده انها را بحمام بردهاند أوساخ شسته شده بيرون امده شنوا شدهاند پس از چندى ناطق وكويا كشتهاند يا اين أوساخ سبب درد كوشى شده كه منجر بكرى دائمي كشته است كرى بر دو قسم است يكى مولودى است كه در ان طفل چيزى نشنيده وابدا تكلّم نكرده ويكى اينست كه مدّتى مىشنيده بعد بواسطهء عارضهء مثل جراحت وضربه وسقطه يا ورم عصب سمى چنانچه پس از ورم حجب در مطبقه ومحرقه عارض مىشود كر مىشود چندى كه مىكذرد لآل مىكردد بجهة اينكه ديكر چيزى را نمىشنود كه تكلم كند بعضي برانند تمام لاليها بعد از كر شدن عارض مىشود كه درحقيقت لالى هميشه عرض وتابع كرى است بعض ديكر لالى را عيب يا مرض مستقلّى مىدانند
قوهء چشيدن
- ماداميكه غذا منحصر بشير است چندان بكار نيست وعمل زبان مكيدن وفرودادن است أطفال صغار از چيزى كه بذائقهء آنها بد مىآيد زياد تنفر مىكنند پس لازم است كه انها را بطعمهاى مختلف عادت داد براي اين مقصود بايد از ان چيزى كه نفرت مىكنند رنك وهيئت آن را تغيير داد ودوباره بأنها داد كه عادت كنند اين حس بسيار لطيف است بايد بكمال دقّت آن را بكار برد نبايد غذاهاى تند ولذيذ وبسيار كرم ومعطّر وبسيار شود وميوههاى نارس بأنها داد كه ذائقهشان فاسد شود در ابتدأ غذاى ملايم سادهء كه مناسب مزاجشان باشد بدهند وهميشه بيك چيز عادت ندهند كه غذاى ديكر را قبول نكنند
قوّهء بوئيدن
- معلوم نشده است كه اين قوّه از زمان ولادت بكار باشد اما بعض حالات دلالت مىكند كه در انها بكلى معدوم نيست چنانچه