اين حسّ است چون رحم مادر أو كرمتر از فضائيست كه وقت تولّد بان وارد مىشود بدن أو احساس بسرما وعريانى كرده كريه مىكند از اين معلوم مىشود حسّ أو طبيعي وقوى است در علم فيزىالوژى ثابت شده است كه جلد طفل دو مقابل حساس تر از جلد جوانانست لهذا حسّ لمس أو در مثل حس لمس بزركان است اكر چنانكه مذكور داشتيم أو را شستوشو كنند حمام وشستوشو نيز بر لطافت وحساسيّت أو مىافزايد از اين است كه أطفال از لمس جزئي زياد متأثر مىشوند قدرى كه بزرك مىشوند هرچه مىبينند ميل دارند بان دست بزنند وآن را بشناسند پس نبايد انها را از آن عمل منع كنند كه اين راه شناسائى أشياء است مكر اينكه أنشئ قطاع يا سوزاننده بايد يا اكر بدهان ببرند مضرّ باشد بايد طفل را عادت داد كه چيزهاى پست وبلند را از آنهائى كه صاف وهموارند فرق بدهد واشكال أجسام را بفهمد وهر روز با دست كارى بكند وياد بكيرد اكر بپرسد اين چه وان چيست وچطور ساخته مىشود چنانچه عادت أطفال است باو بكويند طفل را عادت ندهند كه هر كارى را با يكدست بكند وكمان نكنند كه با دست چپ نبايد كار كرد بلكه بايد دست چپ وراست را باو بفهمانند وعادت بدهند كه كاهى دست راست وكاهى دست چپ را بكار ببرد حسّ لمس أصل در جميع حواس است وجميع حواس از ان تكميل مىشوند كاهى كاملا قائممقام حسّ بصر مىشود چنانكه حكاكها وتارزنها ومجسمهسازها كه كور مىشوند با حسّ لمس باز صنعت خود را بهمان قسم كه با چشم مىكردند مىكنند از خاك نپخته با چشم كور صورت انسان مىسازند اكر حسّ لمس را خوب عادت بدهند وتربيت كنند فايق بر صنايع دقيقه مثل موسيقى وساعت سازى ومنبّتكارى وغيرها مىكردند
قوهء ديدن
در وقت تولّد تمام الات بينائى موجود شده الا آنكه چشمهاى طفل لطيف است وهنوز نظرش بأشياء خارجيّه نيفتاده است اكر روشنائى