كور مادرزادى كه عرق مادرش بوى تندى داشت اكر كسى ديكر پستان بدهن أو مىكذاشت نمىكرفت وفرياد مىكرد چون مادرش پستان بدهان أو مىكذاشت فورا مىكرفت پس از آنكه اين قوّه در طفل ظاهر شد أو را از بو كردن چيزهاى تند وبسيار معطّر منع كنند كه خللى در قوهء شامّهء أو بهم نرسد چه بوهاى تند اين قوه را كم مىكند بقسمى كه در بيني احساس بشئ خارجي مىنمايند اما بكلّى هم از استشمام روايح عطره وچيزهاى كه بوى ملايم خوش دارند منع نكنند بعض كلها كه عطر ملائمى دارند بدست أو بدهند وامر كنند كه آن را ببويد واسم ببرند كه فلان كل است تا اسم آن را حفظ كند كه هروقت ان بو را بشنود بداند بوى كدام كل است زكام شديد بخصوص زكام انفلوانزائى قوهء شامّه را كم وكاهى بكلى تمام مىكند
قوّهء حفظ
- تحقيق در جميع قواى باطنه در اين مقام موجب تطويل است تنها قوهء حافظه را كه در أطفال بكار ومهمّ است بيان مىكنم قوهايست كه آنچه را بتوسّط حواس درك مىكنند ضبط مىكند ونكه مىدارد بواسطهء اين قوه است كه طفل تكلم مىآموزد وهر كلمهء باو مىكويند وهر ملامتى كه باو مىكنند فراموش نمىكند أغلب اعمال طفل مربوط باين قوّه است در طفوليت بسيار قويست كه هرچه درك مىكند هميشه بخاطر دارد چنانكه كفتهاند العلم في الصغر كالنقش في الحجر وبرحسب وضع وميل خود اكر زياد مشغول باشد وكساني كه مربّى أو هستند أو را زياد بكار وادارند وآن را زياد بكار ببرد محفوظات أو زياد مىشود واكر تنبل وكسل باشد وكسى هم أو را بكار واندارد كمتر بكار مىرود محفوظات أو كم مىشود حافظه از زمان تولد در كار است چنانچه مىبينيم وقتي شير يا غذاى أو دير مىشود كريه مىكند چون شير خورد ورفع احتياج أو شد در حفظ أو مىماند كرسنه مىشود احتياج ثانوي كه پيدا مىكند كريه وفرياد را از سر مىكيرد چون مىبيند هروقت كريه مىكند مقصودش حاصل مىشود وهرچه مىخواهد