بحدى كه كاهى غانقرايا مىشود وقتي جفن را برميكردانند متورّم لعاب چسبنده در روى انست وبزودى متقيح شده چرك غليظ سفيدى وقتي جفنين را از هم باز مىكنند يك مرتبه بيرون مىريزد از روشنى متالم مىشود قرنيه كدر است يا ريمى كه در روى انست أو را مكدّر كرده روشنائى زياد وبر خوردن هوا وكردوغبار ودود وعدم پاكيزكى وبعض امراض عمده كه در حين وضع حمل عارض مىشود ( سوزنك مادر وجريان أب سفيد وغيره ) أسباب متعارفىانند وبائى وممكن است مسرى هم باشد پس بايد أسباب مذكور را از أو دور كرد ودست طفل را بست كه بچشم خود نزند وهمهروزه چشم أو را با رفادهء خيلى پاكيزه كه باب سرد فروبرده باشند بشويند وكنار جفنها را با روغن چرب كنند كه نچسبد از محلول سنك جهنم كه يك نخود آن را در چهار پنج مثقال أب مقطر حل كرده باشند چكانيده وبرحسب شدت وخفت مرض كم وزياد كنند در اين أيام براي پيشبندى اين مرض در مريضخانهاى قابلكى وساير مواضع قبل از زائيدن ومهبل زن را با أسيد فنيك مىشويند وبلافاصله بعد از تولد محلول سولفات دزنك بچشم طفل مىچكانند يا محلول داراشكنه يك در نهصد مىريزند قبل از اين دهيك أطفال مبتلا باين رمد مىشدند وحال بواسطهء اين پيشبندى از دويست نفر يك نفر مبتلا مىشود
هفتم در زردى نوزاده
إلى هشت روز بانحالت مىماند وغالبا خودبخود رفع مىشود وماداميكه مبتلا بمرض ديكر نيست وشدتي ندارد نمىتوان آن را مرض خواند بايد مختصر دقّتى در ان كرد كه از پستان شير داد وطفل را كرم نكاه داشت وبحمامهاى فاتره فرستاد اكر مدفوع اوّل كه آن را ماموزه يا عقى نامند بكلى خارج نشده باشد يك يا دو مليّن از كلمل باو خورانيد واينها در علاج كافىاند اكر تركيب ونتيجهء امراض كبدي باشد بايد بطبيب رجوع نمود