تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا »
« 1 » يعنى به عهدها وفا كنيد . و نيز فرمودند : بعهد خدا وفا كنيد هنگاميكه عهد بستيد و سوگندهاى خود را بعد از تأكيدشان نقض نكنيد و حال آنكه شما خدا را بر خودتان كفيل قرار داديد . بهرحال ، امام از پيمان‌شكنى خوددارى كرد . خوارج از امام على و آن حضرت نيز از خوارج برائت جستند . به امام گفته شد كه مالك ، به متن قرارداد راضى نيست و جز ادامه جنگ نظرى ندارد . امام فرمودند : اگر من راضى باشم او راضى است و بازگشت از قرارداد را اصلاح نمىداند ، مگر اينكه خدا را عصيان كند و از آنچه كه در كتاب خدا هست تجاوز نمايد . سپس مردم رو بسوى كشتگان خود نمودند و دفنشان كردند . نصر بن مزاحم گويد : حابس بن سعد طائى با معاويه بود . پرچم قبيله طى در دست او بود ، در آن روز كشته شده بود ، عدى پسر حاتم طائى در حالى كه پسرش زيد همراه او بود از كشته حابس گذشتند . زيد به پدرش گفت : اى پدر به خدا قسم اين دائى من است ؟ عدى گفت : آرى ، دائى توست . خدا لعنتش كند . چه بد جايگاهى است جايگاهش ، به خدا قسم . ابن عباس گفت : اى ابو موسى ، معاويه آزادشدهء اسلام است و پدرش رئيس احزاب ضد اسلام ، او دعوى خلافت بدون مشورت بدون بيعت مىكند . فراموش نكن كه مردمى كه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كرده بودند با على نيز بيعت كرده‌اند و اين بيعت هدايت است ، بدان كه معاويه در روز جمل و امروز با ناكثين عصيانگر كه دشمنان حقند نجنگيده است . ابو موسى گفت : به خدا قسم مرا جز على امامى نيست بدون شك حق خدا در نزد من ، محبوب‌تر از خشنودى
هامش
( 1 ) - نحل 191 .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 430 | القندوزي / محمد على شاه محمدى