تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
گفت : « چه مىگوئى تو حيله‌گرى نمودى و فاجر شدى ! خداوند تو را از رحمت خود دور كند ! مثل تو مانند سگ است كه اگر بر آن حمله نمائى زوزه مىكشد و اگر تركش كنى باز زوزه مىكشد » . عمرو به ابو موسى گفت : « مثل تو مانند الاغ است كه كتابها را حمل مىكند » . شريح ابن هانى در اين‌جا به عمرو عاص حمله كرد و با تازيانه بر او زد و همواره مىگفت : هرگز چنان پشيمان نشده‌ام كه بر اين كارم كه چرا عمرو را بجاى تازيانه با شمشير نزدم . و همواره ياران امام ، ابو موسى را ناسزا مىگفتند . ابو موسى بر ناقه اش سوار شد و به مكه عزيمت كرد . ابن عباس همواره مىگفت : « خدا روى ابو موسى را زشت گرداند ! همواره مىكوشيدم او را بر حذر بدارم و براى صواب هدايتش كنم اما متأسفانه بر سر عقل نيامد » . كردوس ابن هانى خشمگين برخواست و اشعارى را خواند كه مضمونش چنين است : هان كه هيچيك از مردم به حكميت عمرو و عبد اللّه ( ابو موسى ) آن هم در زمانى كه در قعر دريا باشند راضى نيست . ما به حكم خدا راضى شديم نه به حكم غير او . به حكم خدا از حيث پروردگارى و به حكم رسول اللّه از لحاظ ذكر و در مواقع تاريكيها على امام ما است . ما به اين پير ، در حالت سختى و آسانى راضى هستيم . چون امام عليه السلام در كوفه از اين مكر عمرو عاص بكلمهء حكمين مطلع شد ، در يك خطبه فرمودند : « آگاه باشيد اين دو نفرى را كه براى داورى اختيار كرديد ، كتاب خدا را پشت سر انداختند و آنچه را كه قرآن آن را به مرگ محكوم كرده بود ، زنده كردند و هر يك از ايندو ، هواى نفس خود را پيروى كرد و حكمشان نه بر پايهء حجت و نه بيّنه‌اى از كتاب و نه دليلى از سنت گذشته صادر شده است . ايندو در آنچه