سوزان ، آتشش پردوامتر از ( درختهاى ) دشت كه پرآب بودهاند مىباشد ، و من نسبت برسول خدا چون روشنى از روشنى ( شاخهاى از اصل واحد ) مىباشم و چون ذراع نسبت به بازو ( و اللّه لو تظاهرت العرب على قتالى لما ولّيت عنها ) - به خدا قسم اگر تمام عرب بر عليه من پشتبهپشت يكديگر دهند و با من بجنگند ، پشت به جنگ و رو به فرار نخواهم كرد . « 1 » اى دنيا از من دور شو پس افسارت بر گردنت و من از منقار و چنگال تو رهيده و از قيدوبند تو آزاد شدهام . كجايند اهل قرون و دهور ، آنان كه با دعوتهاى فريبنده آنان را فريفتى ، كجايند امتهائيكه بر فتنهشان افكندى و بوسيله زخارف ظاهر فريبت گولشان زدى ؟ به خدا قسم اى دنيا اگر صورت تمثل شخصى به خود مىگرفتى و قابل رؤيت بودى و در قالب حسى ظاهرى مى شدى هرآينه حدود خدا را در مورد تو جارى مىكردم و داد مظلومان گولخورده از دست تو را ، كه بندگان آفريدگارند از تو مىگرفتم ، آنان كه در دام آرزوهاى تو افتادند و در هاويههاى آتششان افكندى و پادشاهان را كه به نابودىشان كشاندى و به منجلابهاى بلاها واردشان كردى .
خوشا آنان كه . . .
( طوبى لنفس ادّت الى ربّها فرضها و افترشت ارضها و توسّدت كفّها فى معشر اسهر عيونم خوف معادهم و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم و همهت بذكر ربّهم شفاهم و تقشّعت جلودهم به طول استغفارهم ذنوبهم اولئك حزب اللّه الا انّ حزب اللّه هم المفلحون فاتق اللّه يابن حنيف و لتكفف اقراضك ليكون من النار خلاصك ) « 2 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه نامه 45 .
( 2 ) - نهج البلاغه نامه 45 فراز 15 .