تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
خوشا به حال آنكه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا و زمينش را فرشش و كفش را متكايش در خوابگاهش قرار داد و در سحرگاهان چشمانشان از خوف معادشان سرشك ريزان است و از جايگاهشان پهلو بردارند و لبانشان به ياد پروردگارشان همهمه‌كنان و پوستشان با استمرار آمرزش‌خواهى از پىآمد گناهانشان لرزان است . ايشان حزب خدايند . هان كه حزب خدا همان رستگارانند . پس از خدا بترس اى پسر حنيف . بايد همان قرص‌هاى نانت كفايتت كنند ، تا موجب خلاصيت از آتش گردد .

به خدا سوگند اگر شب را تا صبح بر همه برفراز . . .

و از جمله سخنان آن حضرت در نهج البلاغه است كه مىگويد : به خدا قسم اگر شب را برهنه بر روى خوار سعدان ( كه خارى زمخت و نوك‌تيز است ) بصبح برم ، و غل و زنجير بر دست و پاى و گردنم نهند ، و بر روى خاشاكم كشند ، هرآينه در نزد من محبوب‌تر از آن است كه ، فرداى قيامت خدا و رسولش را ملاقات كنم ، در حالى كه به بعض بندگان خدا ظلم كرده باشم ، و يا اندك ناچيزى از حطام و مال دنيا را به ناحق غصب كرده باشم . به خدا سوگند ، اگر اقاليم هفتگانه دنيا به من داده شود ، و آنچه در زير افلاك است در مالكيت من درآيد ، كه من خدا را معصيت كنم ، در اين عمل كوچك ، كه پوسته دانه جوئى را از دهان مورچه‌اى بگيرم ، چنين كارى را نخواهم كرد . ( و انّ دنياكم عندى لاهون من ورقهء فى فم جراده تقضمها ، ما لعلىّ و نعيم يفنى و لذّه لا تبقى ، نعوذ باللّه من هبات العقل و قبح الزلل و به نستعين ) « 1 » كه دنياى شما در نزد من بىبهاتر از برگى است كه در دهان ملخى است و آن را جويده
هامش
( 1 ) - خ 215 .