تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
داديم كه اراده برترى جوئى و فساد در روى زمين را ندارند و عاقبت خير ، از آن پرهيزگاران است . آرى به خدا سوگند كه اين سخن خداوند را شنيدند و خوب هم دركش كردند . ليكن ايشان دنيا در چشمانشان زينت داده شده و وسائل پيرايش آن ايشان را فريب داد . ( اما و الّذى فلق الحبّه ، و براء النّسمهء لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّهء بوجود الناصر و ما اخذ اللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّهء ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اوّلها و لالفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عطفهء عنز ) « 1 » بخداى شكافنده دانه در دل زمين ( يا پديدآورنده صبح از دل تاريكى ) و بخداى پديدآورندهء انسان ، اگر حضور اين حاضرين ( كه ريخته‌اند در خانه من و به زور از من مىخواهند زمام خلافت را در دست گيرم و آمادگى خود را در اطاعت از من اعلام و حضور خود را در صحنه اظهار مىدارند ) نبود ، و اگر حجت خداوند با وجود اين ياران ( كه شما هستيد و اعلام ياورى مىكنيد ) بر من قائم و تمام نبود ( چه آنكه الان با اين آمادگى شما حجت خدا بر من قائم است و فرداى قيامت نمىتوانم بگويم ياور نداشتم اگرچه شما فردا پيمان‌شكنى مى كنيد . ليكن فعلا آمادگى خود را اعلام و تكليف الهىتان متوجه من است حال فردا چه شود آن مطلب ديگرى است ) - اين دو عامل ، يكى حضور حاضر و قيامت حجت خدا بوجود ناصر ، و ديگر آنكه - اگر كه خداوند از علماء پيمان نگرفته بود ، آنجا كه ظالم شكمباره با چكمه‌هاى ستمگرانه بر سينه استخوانى مظلوم و گرسنه مىكوبد ، پذيراى چنين ظلمى نباشيد و سكوت نكنيد و گوشه‌گيرى نكنيد - اين هم انگيزه دوم - ( براى پذيرش مسئوليت حكومت ، اگر اينها نبودند ، هرآينه ريسمان خلافت را بر گردنش مىانداختم و آخرش را كه به من رسيده ، به همان ظرفى آبش مى
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 3 .