نيز در حضوريافتن سر آن سفره سرعت گرفتهاى . ظرفهاى رنگارنگ پر از طعام دستبهدست به سوى تو منتقل مىشد و من گمان نمىكردم كه تو دعوت قومى را در حضور ، بر سر سفره وليمهاى بپذيرى ، كه فقيران عائلهمندشان محروم ، و ثروتمندانشان دعوت شده باشند . پس نظر كن به آن لقمهاى كه مىخورى چه لقمهاى است . آنچه حلاليت آن بر تو مشتبه است بزمينش انداز و آنچه را كه يقين بر پاكىاش دارى تناول كن . هان كه براى هر پيروى امام و مقتدائيست كه به آن اقتدا مىكند ، و از نورانيت علم او كسب نور مىنمايد . هان كه امام شما از دنياى شما از لباس به تن ، دو پيراهن و از خوراك به دو قرص نان اكتفا كرده است . هان كه شما توان اينچنين زندگى كردن را نداريد ( و من نيز چنين توقعى از شما ندارم ) ليكن مرا با ورع و پرهيزگارى و كوشش و عفت و خوددارى از وقوع در منجلاب و پيش گيرى از ناروائيها يارى كنيد . به خدا سوگند ، من از دنياى شما گنجى نيندوخته و غنائمى ذخيره نكرده و براى لباس خود نيز چيزى را تهيه نكرده و از زمين اين دنيا يك وجب منظور نكرده و جز قوت ، به اندازه نياز برنگرفتهام و حرص و ولع ، مرا بر آن نداشته است ، چه آن دنيا در چشم من بىارزشتر از عطسه بزى ، است و جز اين نيست كه اين جان من است كه آن را براى پرورش نيروى تقوى پروراندهام ، تا در آخرت ايمنى از خوف روز بزرگتر ( قيامت ) بيابد ، و شايد در حجاز يا سرزمين يمامه كسى باشد كه اميد دسترسى به يك قرص نان را نداشته باشد ، و در صفحه خاطرهاش ياد نداشته باشد كه شكمى سير كرده باشد . پس من خلق نشدم كه خوردن طيبات همچون چهارپايان علفخوار ، كه تمام همتشان علفشان است ، به خود مشغولم كند و گويا گويندهاى از شما مىگويد : اگر خوراك پسر ابو طالب اين است ، در نتيجه ضعف و ناتوانى جسمانى او را از جنگيدن با همآوردان ميدان فرو مىنشاند و توان رودرروئى با شجاعان را ندارد - هان كه درخت روئيده در صحراهاى خشك و
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: القندوزي
ص٣٨٩