باب پنجاه و يكم در بيان بلندى همت على عليه السلام و زهد آن حضرت در دنيا
تمتعات و بهرهمنديهاى دنيا در نظر على
در نهج البلاغه ضمن خطبهاى فرمودند : آنقدر به اين لباسم وصله زدهام كه از وصلهكننده آن ( فاطمه عليها السلام ) ديگر خجالت مىكشم . گويندهاى به من مى گويد : آيا ديگر اين لباس را وا نمىگذارى ؟ به او گفتم : از من به چنين سخن باز ايست ! « 1 »
و از جمله سخنان آن حضرت است كه فرمودند : و اللّه لدنياكم هذه اهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجذوم » « 2 » به خدا سوگند اين دنيا شما ( كه براى دست يافتن به تمتعات آن اينهمه حرص و ولع داريد ) در نظر من از استخوان خوكى كه در دست مبتلا به بيمار جذامى باشد ، بىارزشتر است .
و از جمله خطبههاى آن حضرت است ، آنجا كه امر به قيام و حركت عليه دشمن فرمودند و گروهى پيمانشكنى كردند ، و گروه ديگر كنارهگيرى و به انحراف رفتند و سومين گروه به فسق و جور دست يازيدند ، چنين فرمودند : گويا ايشان نشنيدهاند كه خداوند سبحان فرموده است :
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ )
« 3 » آن سراى را براى آنان قرار
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه .
( 2 ) - حكمت 126 .
( 3 ) - قصص 83 .