تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اگر حاضر بودى اى شخص شامگاه ما را در حالى كه ابر گاهى فرو مىباريد و سرازير مىگشت و زمين زرد و از ابر پوشيده بود ، طلايى را مىديدى كه بر آن مرواريد پراكنده مىشود .
12 - و الأقاحى قصور كلّها ذهب * من حولها شرفات كلّها درر « 1 »
گلهاى بابونه كاخهايى همه از طلا دارد كه پيرامونش كنگره‌هايى همه از مرواريد است .
13 - كأنّما النار فى تلّهبها * و الفحم من فوقها يغطّيها « 2 » زنجية شبّكت أناملها * من فوق نارنجة لتخفيها
گويا آتش در شعله‌ور شدنش و ذغالى كه بالاى آن شعله را فرو مىپوشاند چونان يك زن سياه‌پوست است كه انگشتانش را از بالاى نارنجى گشوده است تا آن را در دست خويش پنهان سازد .
14 - و الورد فى شطّ الخليج كأنّه * رمد ألمّ بمقلة زرقاء « 3 »
گل سرخ در ساحل رود بسان درد چشمى است كه به پيه چشم زنى كبودچشم عارض شده باشد .
15 - هذى المجرّة و النّجوم كأنّها * نهر تدّفق فى حديقة نرجس « 4 »
اين كهكشان و ستاره‌ها گويا جويى است كه در باغ نرجس مىجوشد .
16 - أنظر إلى حسن هلال بدا * يهتك من انواره الحندسا « 5 » كمنجل قد صيغ من عسجد * يحصد من زهر الدّجى نرجسا
به زيبايى هلالى كه آشكار شده و تيرگى را با پرتوهايش مىشكافد نگاه كن ، مانند داسى است كه از طلا ساخته شده و از غنچهء تاريكى گل نرگس درو مىكند .
17 - و البدر يستر بالغيوم و ينجلى * كتنفّس الحسناء فى مرآتها « 6 »
و ماه در ميان ابرها پنهان مىگردد و آشكار مىشود چون نفس كشيدن [ رخ نمودن ] زن زيباروى در آيينه‌اش .
هامش
( 1 ) - تشبيه ضمنى ، تمثيل ، مجمل و مؤكّد است . ( 2 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 3 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 4 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 5 ) - « حندس » به معنى تاريكى است . و تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است . ( 6 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است .