[ اين شعر دربارهء قلم است ] .
لالى كه با سر به زير افكندنش از هرچه بخواهى به تو خبر مىدهد .
اشكش بر كاغذش فرو مىافتد و براى ما راز و آنچه را كه مىداند ظاهر مىكند .
مانند عاشقى كه عشقش را پنهان مىدارد و اشك جارى به زيان او سخنچينى مىكند .
26 - الشّمس من مشرقها قد بدت * مشرقة ليس لها حاجب « 1 »
كأنّها بودقة أحميت * يجول فيها ذهب ذائب
خورشيد درخشان و بىپرده از مشرق خويش ظاهر شده است ، گويا بوتهء گداخته شدهاى است كه در آن طلاى ذوب شده جولان دارد .
27 - قال اللّه تعالى :
« وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ »
« 2 »
زندگى دنيا را براى آنان به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مىفرستيم و به وسيلهء آن گياهان زمين ( سرسبز مىشود و ) درهم فرو مىرود ، اما پس از مدتى مىخشكد و بادها آن را به هرسو پراكنده مىكند .
28 - إذا ما تردّى لأمّة الحرب أرعدت * حشا الأرض و استدمى الرّماح الشوارع
و أسفر تحت النقع حتّى كأنّه * صباح مشى فى ظلمة الليل ساطع « 3 »
زمانى كه براى امتى جنگ پيش آيد درون زمين مىلرزد و نيزههاى راست ، خونخواهى مىكند ، و در زير غبار مىدرخشد گويا بامداد بلند و درخشان است كه در تيرگى شب راه مىرود .
29 - و كأنّ أجرام السّماء لوامعا * درر نثرن على بساط أزرق « 4 »
و گويا جرمهاى آسمانى در حالى كه مىدرخشد مرواريدهايى است كه بر سفرهء كبودى پراكنده شده باشد .
30 - قال اللّه تعالى :
« مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي
هامش
( 1 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است .
( 2 ) - كهف ، 45 . و تشبيه آن تمثيل ، مرسل و مجمل است .
( 3 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است .
( 4 ) - تشبيه تمثيل ، مرسل و مجمل است .