و :
چشم كه مىزايد از اين خاكدان * اشك مقيمان دل خاك دان
و الثانى و هو الجناس الملفّق يكون بتركيب الركنين جميعا .
و دوم يعنى جناس ملفق جناسى است كه هردو ركن آن مركب است ؛ مانند سخن او :
و ليت الحكم خمسا و هى خمس * لعمرى و الصبّا فى العنفوان « 1 »
فلم تضع الأعادى قدر شأنى * و لا قالوا فلان قد رشأنى
من با حكم پنج ساله ولايت داده شدم در حالى كه مدّت اين حكم ، يك پنجم عمر من است و هنوز نوجوانىام در آغاز است . ( عشق در آغاز است )
و دشمنان اندازهء مقام مرا نكاستند و نگفتند : فلانى قطعا به من رشوه داد .
اين شعر از قاضى عبد الباقى پسر ابو حصين است كه وقتى بيست و پنج سال داشته است او را عهدهدار قضاوت پنج ساله كردهاند ، او مدّت حكم را با عمر خويش سنجيده و گفته است يك پنجم عمر اوست .
« وليت » در آغاز شعر با « ليت » كه از حروف مشبهة بالفعل است و به معنى كاش ، اشتباه گرفته نشود . اين به معنى عهدهدار و ولايت داده شدم ، هست .
« هى خمس لعمرى » آن يك پنجم عمر من است . در اين جمله « خمس » به ضم اول است . در اين شعر بين « قدر + شأنى » و « قد + رشانى » جناس هست و هردو مركب از دو كلمه است .
و در فارسى مانند :
گر دامن همت ز جهان برچينى * از نخل اميد خويشتن برچينى
( يعنى ميوه جينى ) « 2 »
8 - و منها جناس القلب و هو ما اختلف فيه اللّفظان فى ترتيب الحروف .
8 - و قسمتى از جناس ، جناس قلب است كه اختلاف در ترتيب حروف دو متجانس
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به « من روائع البديع » نوشته مأمون محمود ياسين ، ص 58
( 2 ) - و مانند :كه تا زندهام هيچ نازارمت * برم رنج و همواره ناز آرمت