الاستغراب و لأمر ما عدّ الجناس من حلى الشعر .
و پس از آنچه گفته شد بر اديب پنهان نيست كه جناس ميل شنونده را فرا مىخواند چون نفس مىبيند كه فايده به خوبى به دست آمده است با اينكه سخن شكل تكرار و باز آمده را دارد ، ازاينرو حيرت و شگفتى او را مىگيرد و براى انگيزهء قابل توجهى جناس از زيورهاى شعر شمرده شده است .
انواع الجناس المعنوى
الجناس المعنوىّ نوعان : جناس إضمار و جناس إشارة .
الف - فجناس الاضمار أن يأتى بلفظ يحضر فى ذهنك لفظا آخر و ذلك اللفظ المحضر يراد به غير معناه بدلالة السّياق .
انواع جناس معنوى
جناس معنوى دو گونه است : جناس اضمار و جناس اشاره .
الف - جناس اضمار اين است كه لفظى آورده شود تا لفظ ديگرى را در ذهن تو حاضر سازد و آن لفظ حاضر شده به دلالت ساختار سخن ، غير معنايش اراده شود ؛ مانند سخن او :
منعّم الجسّم تحكى الماء رقّته * و قلبه قسوة يحكى أبا أوس
پيكر او نرم است ، نازكى آن آب را حكايت مىكند ؛ و دل او سخت است ، ابا اوس را نشان مىدهد .
و « أوس » شاعر مشهور من شعراء العرب و اسم ابيه حجر فلفظ أبى أوس يحضر فى الذّهن اسمه و هو « حجر » و هو غير مراد و إنّما المراد : الحجر المعلوم .
« أوس » يكى از شعراى مشهور عرب و اسم پدرش « حجر » است . پس لفظ « ابا اوس » نام او يعنى « حجر » را در ذهن حاضر مىكند ولى آن « حجر » مراد نيست بل « حجر » معروف ( سنگ ) مقصود است .
و كان هذا النوع فى مبدئه مستنكرا و لكنّ المتأخرين ولعوا به و قالوا منه كثيرا .
و اين نوع ( جناس اضمار ) در آغازش ناشناخته بود ، ليكن ادباى اخير به آن دلباخته