و الثالث و هو اختلاف احد ركنيه فى الهاء و التاء كقوله .
و سوم آنجايى كه يكى از دو ركن در هاء و تاء متفاوت باشد ، مانند سخن او :
اذا جلست الى قوم لتؤنسهم * بما تحدّث من ماض و من آت
فلا تعيدن حديثا انّ طبعهم * موكل بمعاداة المعادات
هرگاه با گروهى بنشينى تا با سخن گفتن از گذشته و آينده با آنان انس بگيرى ، پس گفتهاى را دوباره نگو ؛ بىشك سرشت آنان موكل دشمنىكردن با چيزهاى تكرار شده است . ( يا موكل دشمنى با تكراركردن است . )
در فارسى آقاى جلال الدين همايى آوردهاند : « جناس لفظ يا لفظى در مقابل جناس خط آن است كه كلمات متجانس در تلفظ يكى و در كتابت مختلف باشند ؛ نظير :
« خوار » و « خار » ، « خواست » و « خاست » و از اين قبيل است امثال « فطرت » ، « فترت » ، « ناضر » ، « ناظر » و « محظور » و « محذور » كه به لهجهء فارسى در تلفظ يكسان و در املاء مختلف است . » « 1 »
و مثل زدهاند :
ز هر جاى خواهشگران خاستند * ز زابل مر او را همى خواستند
6 - و منها الجناس المحرّف و الجناس المصحّف .
فالاوّل ما اختلف ركناه فى هيآت الحروف الحاصلة من حركاتها و سكناتها .
6 - و قسمتى از جناس ، جناس محرّف و جناس مصحّف است .
اول ( محرّف ) جناسى است كه دو ركن آن در هيأت حروف كه پديدهء حركتها و سكونهاست متفاوت است ؛ مانند :
جبّة البرد جنّة البرد . جامهء برد سپر سرماست .
« برد » پارچهاى است مخصوص يمن كه آن را برد يمانى مىگويند .
و در فارسى مانند :
هامش
( 1 ) - صناعات ادبى ، ص 77