3 - و منها الجناس المذيّل و الجناس المطرّف .
فالأوّل يكون الاختلاف بزياده حرف او اكثر فى آخره .
و الثانى يكون الاختلاف بزيادة حرف فى اوّله او آخره .
3 - و قسمتى از جناس ، جناس « مذيّل » و جناس « مطرّف » است .
پس اول ( مذيّل ) آن است كه اختلاف به افزايش يك حرف يا بيشتر در پايان آن باشد .
و دوم ( مطرّف ) آن است كه اختلاف به افزايش يك حرف در آغاز يا در پايان آن باشد .
[ توجه داشته باشيد تعريف مؤلف غلط و بسيار ناهنجار بود كه بدينگونه تصحيح شد . ]
فالجناس المذيّل - جناس مذيل مانند سخن ابو تمام :
يمدّون من أيد عواص عواصم * تصول بأسياف قواض قواضب
دستهايى را كه نافرمانىكننده و پاس دارندهاند بر مىكشند ، و با شمشيرهايى كه حكمكننده و قطعكننده است حمله مىكنند .
توضيح : يعنى « يمدّون سواعد من ايد » بازوهاى دستان را برمىكشند .
« عواص » جمع « عاصية » است به معنى زنندهء با عصا ، يا گرفته شده از « عصيان » است يعنى آنان نسبت به دشمنان نافرمانند .
« عواصم » جمع « عاصمة » به معنى پاسدار و نگهبان است . آن دستها پاسدار دوستانند . « قواضى » جمع « قاضية » به معنى حكمكننده است ، آن دستها حكم به مرگ دشمنان مىكنند . « قواضب » جمع « قاضبة » به معنى قطعكننده است .
« عواصم » و « قواضب » يك حرف افزونتر دارد .
و در فارسى مانند :
حافظا باز نما قصّهء خونابه چشم * كه برين چشمه همان آب روان است كه بود
ستور و مست هردو چو از يك قبيلهاند * ما دل به عشوهء كه دهيم كه اختيار چيست
هامش
-عبّاس عبّاس إذا احتدم الوغى * و الفضل فضل و الرّبيع ربيععباس بسيار چهره درهم كشنده است هنگامى كه جنگ گرم شود ( اوج گيرد ) و فضل اهل بخشش و ربيع چون بهاران است .
عباس اول عباس بن الفضل انصارى ، و فضل اول فضل بن ربيع ، و ربيع اول ربيع بن يونس است .