دور است .
نقش مىبستم كه گيرم گوشهء زان چشم مست * طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
و من اختلاف ترتيب الحروف قوله :
و آنجا كه ترتيب حروف ، اختلاف داشته باشد ، سخن اوست :
« فى حسامه فتح لأوليائه و حتف لأعدائه »
در شمشير او پيروزى دوستانش و مرگ دشمنانش هست .
« فتح » و « حتف » در ترتيب حروف تفاوت دارند .
و از همين باب است سخن أحنف :
حسامك فيه للأحباب فتح * و رمحك فيه للأعداء حتف
در شمشير تو براى دوستان پيروزى ، و در نيزهات براى دشمنان مرگ هست .
و در فارسى مانند :
بحر خون پيدا شود از هرطرف * ز ابر تيغ همچو آبت گاه حرب
حروف دو واژهء « بحر » و « حرب » يكى و ترتيب آنها متفاوت است .
و من اختلاف الهيئة قول الشاعر :
و آنجا كه هيئت ( حركتها و سكونها ) متفاوت باشد اين سخن شاعر است :
الجدّ فى الجدّ و الحرمان فى الكسل * فانصب تصب عن قريب غاية الأمل
بهرهمندى در كوشيدن و محروميّت در سستىكردن است ، پس تلاش كن تا به زودى به اوج آرزويت دست يا بى .
و در فارسى مانند :
در دل ندهم ره پس ازين مهر بتان را * مُهر لب او بر در اين خانه نهاديم
2 - و منها الجناس المطلق و هو توافق ركنيه فى الحروف و ترتيبها بدون أن يجمعهما اشتقاق .
2 - و قسمتى از جناس ، جناس مطلق است بدينسان كه دو ركن جناس در حروف و