و مانند سخن او :
كلّما لاح وجهه به مكان * كثرت زحمة العيون الى رؤيته
هرگاه چهرهاش در جايى آشكار گردد ، زحمت ديدهها براى ديدنش افزون مىشود .
و يحكى أنّ محمّدا بن حزم هنّأ الحسن بن سهل باتّصال بنته بوران الّتى تنسب اليها الأطبخة البورانيّة بالخليفة المأمون العبّاسى مع من هنّاه ، فأثابهم و حرّمه فكتب اليه إن أنت تماديت على حرمانى قلت فيك بيتا لا يعرف أهو مدح أم ذمّ فاستحضره و سأله فأقّر . فقال الحسن : لا أعطيك أو تفعل ، فقال : « 1 »
حكايت مىشود : محمد بن حزم با گروهى به مناسبت ازدواج پوران ، دختر حسن بن سهل با مأمون خليفهء عباسى به او تبريك گفتند . [ خوراكهاى بورانى به پوران نسبت داده مىشود . ] حسن بن سهل آن گروه را پاداش داد و محمد بن حزم را محروم ساخت .
محمد بن حزم به حسن بن سهل نامه نگاشت كه : اگر به محرومسازى من ادامه دهى دربارهء تو بيتى مىگويم كه ستايش يا نكوهش بودن آن شناخته نشود . حسن به سهل او را احضار كرد و خبر را از او پرسيد . محمد بن حزم اعتراف كرد . حسن به او گفت : به تو عطا نمىكنم مگر اينكه آن شعر را بگويى . محمد بن حزم گفت :
بارك اللّه للحسن * و لبوران فى الختن
يا امام الهدى ظفر * ت و لكن ببنت من ؟
براى حسن و پوران آن داماد مبارك باشد . اى پيشواى هدايت ، دست يافتى اما به دختر چه كسى ؟
فلم يدر ببنت من ؟ أفى العظمة و علوّ الشأن و رفعة المنزلة أم فى الدّناءة و الخسّة ؟
فاستحسن الحسن منه ذلك .
پس دانسته نشد « ببنت من » با دختر چه كسى ؟ آيا در مورد عظمت ، والايى مقام و بلندى موقعيت است ، يا در مورد دنائت و پستى است . پس حسن شعر او را نيكو شمرد .
هامش
( 1 ) - « مع من هّنأه » : همراه كسانى كه به حسن تبريك گفتند .
« فاثابهم و حرّمه » : پس حسن به آنان پاداش داد و محمد بن حزم را محروم ساخت .
بوران همان پوران دختر مشهور حسن بن سهل و همسر مأمون است . هنوز در بسيارى از شهرهاى ايران به بادمجان پخته شده در روغن و . . . بورانى مىگويند .