و الخلاصة أنّ التّوجيه نوعان :
الأوّل أن يكون الكلام بحيث يصلح لأن يراد به معنيان متضادّان على السّواء .
و الثانى : أن يكون الكلام بحيث يشتمل على مجموعة أو مجموعات من مصطلحات العلوم أو الفنون أو الأسماء المتلائمة .
خلاصه : توجيه دو گونه است :
1 - اينكه سخن به گونهاى شايسته باشد كه از آن بهطور مساوى دو معناى متضاد اراده گردد « 1 » .
2 - سخن فراگيرندهء يك مجموعه يا چند مجموعه از اصطلاحات دانشها ، فنها يا نامهاى متناسب باشد .
توجيه به معناى به كارگيرى اصطلاحات علوم و فنون نمونههاى فراوان دارد ؛ حافظ گفته است :
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند * دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
چه زيبا و با ايهام به اصطلاح « دور » و اصطلاح « تسلسل » نگاه افكنده است .
و ملك الشعراى بهار گفته است :
دفع اجانب را جدى شويم * لازم اگر شد متعدى شويم
در اين شعر اصطلاح « لازم » و « متعدى » به كار رفته است .
و سنايى سروده است :
تا كى اين جنس و نوع و فصل بود * عزم آن علم كن كه اصل بود
در اين قلمرو حديث شكوهمندى از امام صادق - عليه السّلام - نقل شده است :
« اعراب القلوب على اربعة انواع رفع و فتح و خفض و وقف . فرفع القلب فى ذكر اللّه و فتح القلب فى الرضا عن اللّه و خفض القلب فى الاشتغال به غير اللّه و وقف القلب فى
هامش
( 1 ) - در تاريخ آوردهاند : از يك عالم شيعى كه در ميان اهل تسنن مىزيست پرسيدند : خلفاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چند نفرند ؟ پاسخ داد : چقدر بگويم : أربعة ، أربعة ، أربعة . اين سخن مىتواند دو معنا داشته باشد : 1 - چهار و چهار و چهار يعنى دوازده . 2 - مىتواند تأكيد لفظى چهار باشد .
و از عالمى پرسيدند : جانشين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كيست ؟ پاسخ داد : « من بنته فى بيته » كسى كه دخترش در خانهء اوست . اين سخن هم امير المؤمنين - عليه السّلام - را فرا مىگيرد و هم ابو بكر را .
و عقيل گفت : معاويه به من فرمان داده است كه على - عليه السّلام - را لعن كنم ، آنگاه چنين گفت : « امرنى معاوية ان العن عليا - عليه السّلام - الا فالعنوه » مرجع ضمير « فالعنوه » مشخص نشده است .